catastrophic

base info - اطلاعات اولیه

catastrophic - مصیبت بار - فاجعه آمیز

adjective - صفت

/ˌkætəˈstrɑːfɪk/

UK :

/ˌkætəˈstrɒfɪk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [catastrophic] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • a catastrophic earthquake/flood/wildfire


    یک زلزله فاجعه بار / سیل / آتش سوزی

  • a catastrophic failure/collapse/defeat


    یک شکست فاجعه بار / سقوط / شکست

  • a catastrophic illness (= one that costs a very large amount to treat)


    یک بیماری فاجعه بار (= بیماری که هزینه درمان آن بسیار زیاد است)

  • An unchecked increase in the use of fossil fuels could have catastrophic results for the planet.


    افزایش بی رویه در استفاده از سوخت های فسیلی می تواند نتایج فاجعه باری برای سیاره زمین داشته باشد.

  • A catastrophic storm made landfall on US soil.


    طوفانی فاجعه بار در خاک ایالات متحده فرود آمد.

  • She had to put her catastrophic Olympic performance out of her mind.


    او باید عملکرد فاجعه بار المپیک خود را از ذهن خود دور می کرد.

synonyms - مترادف
  • disastrous


    فاجعه بار


  • وحشتناک

  • unfortunate


    مایه تاسف

  • calamitous


    مصیبت بار

  • cataclysmic


    فاجعه آمیز

  • dreadful


    خیلی بد و ناخوشایند


  • ویرانگر

  • ruinous


    وخیم

  • devastating


    غم انگیز

  • dire


    قابل تاسف

  • tragic


    بدبخت

  • lamentable


    دردناک

  • miserable


    مخوف

  • grievous


    کشنده

  • woeful


    مخرب

  • appalling


    سرنوشت ساز

  • fatal


    لعنتی

  • destructive


    سیاه

  • cataclysmal


    درهم شکستن

  • fateful


    زیان آور

  • direful


    فلج کننده

  • damning


    آسیب رسان


  • مضر

  • catastrophal


    مرگبار

  • shattering


    نامطلوب

  • harmful


  • crippling


  • injurious


  • detrimental


  • deadly


  • adverse


antonyms - متضاد
  • fortunate


    خوش شانس

  • advantageous


    با صرفه

  • anastrophic


    آنستروفیک

  • beneficial


    سودمند

  • blessed


    مبارک


  • خوشحال


  • موفقیت آمیز


  • مطلوب انگلستان

  • favourableUK


    مطلوب ایالات متحده

  • favorableUS


    خوشحالی

  • auspicious


    خوب


  • مفید است


  • مناسب

  • opportune


    غیر مخرب

  • nondestructive


    امیدوار کننده


  • سالم

  • promising


    موفق

  • healthful


    اتفاقی

  • prosperous


    با ارزش

  • wholesome


    به موقع

  • fortuitous


    مفید

  • felicitous


    سودآور


  • پاداش

  • timely


    مثمر ثمر


  • دلگرم کننده

  • profitable


    معقول

  • rewarding


  • fruitful


  • encouraging


  • propitious


  • gainful


لغت پیشنهادی

hurrah

لغت پیشنهادی

breadbox

لغت پیشنهادی

adjuvant