storm
storm - طوفان
noun - اسم
UK :
US :
طوفانی
دوره ای از آب و هوای بسیار بد که در آن باران یا برف زیاد، بادهای شدید و اغلب رعد و برق وجود دارد
a situation in which people suddenly express very strong feelings about something that someone has said or done
وضعیتی که در آن افراد به طور ناگهانی احساسات بسیار شدیدی را در مورد چیزی که کسی گفته یا انجام داده است ابراز می کنند
طوفانی که در آن رعد و برق (=صدای بلند در آسمان) و رعد و برق (=درخشش نور در آسمان) باشد.
a storm in which there is a lot of thunder (=loud noise in the sky) and lightning (=flashes of light in the sky)
طوفانی که بادهای سریع بسیار قوی دارد و روی آب حرکت می کند - در مورد طوفان های اقیانوس اطلس شمالی استفاده می شود
a storm that has very strong fast winds and that moves over water – used about storms in the North Atlantic Ocean
یک طوفان استوایی بسیار شدید - در مورد طوفان در اقیانوس آرام غربی استفاده می شود
طوفان شدیدی که منطقه بزرگی را تحت تأثیر قرار می دهد، که در آن باد در یک دایره بزرگ به اطراف حرکت می کند
طوفان بسیار شدیدی که از هوایی تشکیل شده است که خیلی سریع می چرخد و خسارات زیادی ایجاد می کند
طوفانی با بادهای شدید و برف فراوان
یک طوفان شدید برف که در آن برف توسط بادهای شدید به اطراف میوزد و دیدن چیزی را دشوار میکند
a severe snowstorm in which the snow is blown around by strong winds, making it difficult to see anything
حمله ناگهانی و با استفاده از نیروی زیاد به مکانی وارد شود
رفتن به جایی با سرعتی پر سر و صدا که نشان می دهد شما به شدت عصبانی هستید
با عصبانیت چیزی را فریاد زدن
یک وضعیت آب و هوایی شدید با باد بسیار شدید، باران شدید و اغلب رعد و برق و رعد و برق
واکنش بسیار خشمگینانه بسیاری از مردم
به طور ناگهانی در یک مکان یا با گروهی از افراد بسیار موفق باشید
حمله به مکان یا ساختمان با ورود ناگهانی به تعداد زیاد
برای ابراز خشم با صدای بلند و اغلب کنترل نشده
ورود یا خروج از مکانی به گونه ای که نشان دهد شما عصبانی هستید
برای تشکیل کلمات برای انواع خاصی از آب و هوای خشن استفاده می شود
شرایط آب و هوایی شدید با بادهای شدید و باران یا برف شدید
بیان قوی احساس، به ویژه در واکنش به یک بیانیه یا رویداد
حمله ناگهانی به یک مکان یا ساختمان
به سرعت و با قدرت حرکت کنید تا نشان دهید که عصبانی هستید
باد گرم طوفانی از گرد و غبار و برگ می وزاند و زنان به خانه های خود عقب نشینی می کنند.
این اولین طوفان بزرگی بود که در تمام فصل داشتیم.
پل لامسون از هینگهام در 77 سالگی طوفان های زیادی را دیده است.
برای مقاومت در برابر طوفانی طراحی شده است که از نظر آماری انتظار می رود هر 10000 سال یک بار رخ دهد.
It is designed to withstand the sort of storm that statistically would be expected to occur once in every 10,000 years.
صدها سال بود که چنین طوفان های شدیدی در جنوب انگلستان رخ نداده بود.
یک طوفان وحشتناک به جزیره می آید و یک نهنگ در سواحل ساحل.
با وجود کمی چمن یا جنگل یا تالاب برای مهار آن، رواناب در طول طوفان بسیار شدید است.
With little in the way of grass or forests or wetlands to hold it back runoff during the storms is extreme.
fierce/heavy/severe/violent storms
طوفان های شدید / سنگین / شدید / شدید
طوفان های زمستانی سواحل را فرا گرفت.
خانه او توسط دو طوفان گرمسیری ضربه خورد.
چند دقیقه بعد طوفان شروع شد (= شروع شد).
من فکر می کنم ما در معرض یک طوفان هستیم (= قرار است یک طوفان داشته باشیم).
در افق، ابرهای طوفانی خاکستری تیره جمع شدند.
شرکت های بیمه با پرداخت های سنگینی برای خسارت طوفان مواجه هستند.
او برای رسیدن به مصاحبه مجبور شد طوفان یخ را تحمل کند.
اظهارات وی طوفانی از اعتراض را در رسانه ها ایجاد کرد.
طوفان سیاسی بر سر اظهارات نخست وزیر در راه است.
The footballer has been at the centre of a media storm after remarks he made on the radio caused controversy.
این فوتبالیست پس از سخنانی که در رادیو مطرح کرد، در کانون طوفان رسانه ای قرار گرفت.
طوفانی از تشویق
لئونی در آشپزخانه بود و برای دوستانش طوفانی درست می کرد.
نمایشنامه لندن را طوفانی کرد.
طوفانی در اقیانوس وزید.
تمام روز طوفانی در راه بود.
من از طوفان در خانه باشگاه پناه گرفتم.
این بدترین طوفانی بود که در این قرن لندن را درنوردید.
سواحل شرقی فلوریدا بیشترین بار طوفان را متحمل شد.
طوفان بعد از چند ساعت تمام شد.
زمانی که ما در کوه بودیم طوفان شروع شد.
طوفان سه روز ادامه داشت.
طوفان تمام شب بیداد کرد.
ما سعی کردیم مکانی امن برای انتظار طوفان پیدا کنیم.
ما طوفان را در حین عبور از خلیج فارس دنبال خواهیم کرد.
وقتی طوفان آمد کجا بودی؟
قایق شکسته شده توسط طوفان
هشدار طوفان گرمسیری
ابرهای تیره طوفان نزدیک
آیا بیمه نامه خسارت طوفان را پیش بینی می کند؟
به دلیل طوفان شدید کشور، خدمات ریلی به حالت تعلیق درآمد.
tempest
طوفان
squall
شوریدن
cloudburst
انفجار ابر
cyclone
باد
gale
گردباد
hurricane
بارش باران
tornado
طوفان باران
downpour
کولاک
rainstorm
سیل
blizzard
رعد و برق
deluge
موسم بارندگی
thunderstorm
طوفان برف
typhoon
ابر طوفان
monsoon
انفجار
snowstorm
سقوط
superstorm
تگرگ
blast
باران
downfall
مرطوب
hailstorm
طوفان باد
بوران
rainfall
وزش
ویلیوا
windstorm
فوت کردن، دمیدن
buran
رسوب
gust
ته نشینی
whirlwind
چرخان
williwaw
precip
precipitation
twister
calm
آرام
صلح
ساکت
calmness
آرامش
clearness
شفافیت
serenity
آرامش ایالات متحده
tranquilityUS
آرامش انگلستان
tranquillityUK
سکون
peacefulness
مهلت دادن
placidity
سفارش
stillness
هماهنگی
respite
سکوت
restfulness
شادی
sereneness
توافق
لذت
harmony
آرام گرفتن
سازمان ایالات متحده
happiness
سازمان انگلستان
باقی مانده
ساکت کردن
repose
سهولت
organizationUS
سیستم
organisationUK
عدم فعالیت
خونسردی
hush
quietude
inactivity
composure
quietness
