herbal
herbal - گیاهی
adjective - صفت
UK :
US :
made of herbs
ساخته شده از گیاهان
مربوط به یا تهیه شده از گیاهان
مربوط به گیاهان، یا ساخته شده از گیاهان
او روغن دانه کدو تنبل، جینسینگ، ژل رویال و یک مجموعه گیاهی را برای تقویت میل جنسی خود اضافه کرد.
رنگ حنا یک ترکیب گیاهی است و هیچ واکنش مشخصی وجود ندارد.
Its smoky, herbal flavors from sauvignon blanc grapes intertwine neatly with the apple nuances and fuller body of the chardonnay.
طعمهای دودی و گیاهی آن از انگورهای سوویگنون بلان بهخوبی با ظرافتهای سیب و بدن پرتر شاردونی در هم تنیده شده است.
The herbal knowledge of non-agricultural peoples is often extremely detailed far more so in fact than that of farming cultures.
دانش گیاهی مردم غیرکشاورزی اغلب بسیار جزئی تر از فرهنگ های کشاورزی است.
باز هم، بسیاری از نسخه های گیاهی حاوی بیش از یک دارو هستند.
These could include anything from acupuncture, herbal remedies and nutritional supplements to yes a petition to a higher power.
اینها می تواند شامل هر چیزی باشد، از طب سوزنی، داروهای گیاهی و مکمل های غذایی تا، بله، درخواست برای یک قدرت بالاتر.
این بوی مالش گیاهی بر آشیل بزرگ است.
برخی از فرشتگان وحشی ژنده پوش به درمان گیاهی به خوبی پاسخ دادند.
herbal medicine/remedies
داروهای گیاهی / داروهای
herbal tea
چای گیاهی
herbal cigarettes/remedies
سیگار / داروهای گیاهی
grassy
علفزار
vegetal
گیاهی
vegetative
رویشی
verdant
سرسبز
artificial
ساختگی
manufactured
ساخته
pharmaceutical
دارویی
synthetic
مصنوعی
therapeutic
درمانی
curative
medicinal
