officers
officers - افسران
N/A - N/A
UK :
US :
فردی در نیروهای مسلح که دارای موقعیت اقتدار است
شخصی که در یک سازمان دارای مقامی است
یکی از اعضای نیروی انتظامی
یک افسر نیز عضو یک نیروی پلیس است.
فردی که شغل مهمی در یک شرکت دارد
شخصی که در یک سازمان دارای مقامی است. این کلمه اغلب در عناوین شغلی استفاده می شود
یک افسر نیروی دریایی
یک افسر عالی رتبه
یک افسر مشاغل / گمرک / پرسنل
دو مامور در خیابان اصلی 282 به تماس پاسخ دادند.
Officer Clarke
افسر کلارک
_میدونی با چه سرعتی رانندگی میکردی خانوم؟ نه افسر.
پدر مایک افسر تفنگداران دریایی آمریکا بود.
مدیر ارشد مالی
او در ماه ژوئیه به عنوان مدیر عملیاتی به این شرکت پیوست.
یک افسر پرسنل
لیستی از هیئت مدیره و افسران شرکت وجود دارد.
پلیس
زور
policemen
پلیس ها
policewomen
پلیس زن
cops
پاسبانی
constabulary
قانون
fuzz
fuzz
حرارت
فلز مس
کف پای صاف
copper
پاسبان
flatfoot
ژاندارم
constable
بهترین
gendarme
کاراگاه
finest
بابی
detective
قانونمند
bobby
کت آبی
lawman
گشت بان
bluecoat
تغذیه شده است
patrolman
نارک
fed
مرد
narc
خرس
گاو نر
تخريب
coppers
بابی ها
bull
نشان
plod
خوک
bobbies
آبی
badge
pig
criminals
جنایتکاران
misfits
نامناسب
gangsters
گانگسترها
mobsters
اوباش
felonry
جنایتکار
