sincerity

base info - اطلاعات اولیه

sincerity - خلوص

noun - اسم

/sɪnˈserəti/

UK :

/sɪnˈserəti/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sincerity] در گوگل
description - توضیح
  • when someone is sincere and really means what they are saying


    وقتی کسی صادق است و واقعاً به آنچه می گوید معنی می دهد

  • honesty


    صداقت

  • Consistency and sincerity are very important in the various observances of the rites, ceremonies, duties, and laws.


    انسجام و اخلاص در انجام انواع شعائر و تشریفات و وظایف و قوانین بسیار مهم است.

  • But sincerity was often indistinguishable from self-absorption.


    اما اخلاص اغلب از خود جذبی قابل تشخیص نبود.

  • His deep sincerity helped me to face the future there.


    صداقت عمیق او به من کمک کرد تا در آنجا با آینده روبرو شوم.

  • Nothing about his behavior leads me to doubt his sincerity.


    هیچ چیز در مورد رفتار او باعث نمی شود که در صداقت او شک کنم.

  • It is questionable how much sincerity was behind this maze of proposals and counterproposals in any of the capitals.


    جای سوال است که در هر یک از پایتخت ها چقدر صداقت پشت این پیچ و خم پیشنهادها و مخالفت ها وجود داشت.

  • The worst effect of organised religion he said, was its subversion of sincerity and self-knowledge.


    او گفت که بدترین اثر دین سازمان یافته، براندازی آن در صداقت و خودشناسی است.

  • How can the nation judge Labour's sincerity if Labour is determined to resist?


    اگر حزب کارگر مصمم به مقاومت است، چگونه ملت می تواند صداقت حزب کارگر را قضاوت کند؟

  • Their designer frustrations go well with their expensive sunglasses, but somehow sincerity suffers beneath the hard gloss.


    ناامیدی طراحان آنها به خوبی با عینک آفتابی گران قیمت آنها مطابقت دارد، اما به نوعی صداقت در زیر براقیت سخت آسیب می بیند.

  • Several people expressed doubts about the sincerity of her offer.


    چند نفر در مورد صمیمیت پیشنهاد او ابراز تردید کردند.

  • His own pictures are owned by a large number of people and illustrate the sincerity which was characteristic of him.


    تصاویر خود او متعلق به تعداد زیادی از مردم است و نشان دهنده صداقتی است که از ویژگی های او بود.

  • I'll do anything I can to help she said with sincerity.


    او با صمیمیت گفت: من هر کاری از دستم بر بیاید انجام می دهم.

example - مثال
  • The sincerity of his beliefs is unquestionable.


    صداقت اعتقادات او تردید ناپذیر است.

  • She spoke with total sincerity.


    او با تمام صداقت صحبت کرد.

  • I can say in all sincerity that I knew nothing of these plans.


    می توانم با کمال صداقت بگویم که از این برنامه ها چیزی نمی دانستم.

  • The priest was a man of deep sincerity.


    کشیش مردی با اخلاص عمیق بود.

synonyms - مترادف
  • honesty


    صداقت

  • frankness


    رک گویی

  • openness


    باز بودن

  • truthfulness


    صراحت

  • straightforwardness


    تمامیت

  • integrity


    احتیاط

  • probity


    هوشمندی

  • ingenuousness


    اصالت

  • genuineness


    رک بودن

  • candidness


    candourUK

  • candourUK


    بی گناهی

  • guilelessness


    HonourUK

  • honourUK


    بی هنری

  • artlessness


    صحت

  • veracity


    امانت

  • trustworthiness


    طبیعی بودن

  • naturalness


    حقیقت


  • اعتبار

  • authenticity


    افتخار ایالات متحده

  • honorUS


    صادقانه آمریکا

  • innocence


    بی طرفی

  • candorUS


    قابلیت اطمینان

  • impartiality


    تمام دلی

  • reliability


    جدیت

  • wholeheartedness


    بی تاثیر بودن

  • earnestness


    عدالت

  • unaffectedness


    حسن نیت

  • seriousness


    قلب


  • goodwill



antonyms - متضاد
  • insincerity


    عدم صداقت

  • dishonesty


    بی صداقتی


  • تجربه

  • falsehood


    دروغ

  • lying


    دروغ گویی

  • unimportance


    بی اهمیتی

  • untrustworthiness


    غیر قابل اعتماد بودن

  • hypocrisy


    دورویی

  • deceitfulness


    فریبکاری

  • dissimulation


    تقلب

  • deviousness


    حیله گری

  • duplicity


    دوگانگی

  • pretenseUS


    تظاهر به ایالات متحده

  • pretenceUK


    ادعای انگلستان

  • mendacity


    دروغگویی

  • disingenuousness


    بی انصافی

  • perfidy


    خیانت

  • faithlessness


    بی ایمانی

  • untruthfulness


    سرویس لب


  • جعلی بودن

  • fakeness


    اشک تمساح

  • crocodile tears


    فریب

  • deceit


    عدم دقت

  • mendaciousness


  • falseness


  • inaccuracy


لغت پیشنهادی

veto

لغت پیشنهادی

nominally

لغت پیشنهادی

heater