sincerity
sincerity - خلوص
noun - اسم
UK :
US :
وقتی کسی صادق است و واقعاً به آنچه می گوید معنی می دهد
honesty
صداقت
Consistency and sincerity are very important in the various observances of the rites, ceremonies, duties, and laws.
انسجام و اخلاص در انجام انواع شعائر و تشریفات و وظایف و قوانین بسیار مهم است.
اما اخلاص اغلب از خود جذبی قابل تشخیص نبود.
صداقت عمیق او به من کمک کرد تا در آنجا با آینده روبرو شوم.
هیچ چیز در مورد رفتار او باعث نمی شود که در صداقت او شک کنم.
It is questionable how much sincerity was behind this maze of proposals and counterproposals in any of the capitals.
جای سوال است که در هر یک از پایتخت ها چقدر صداقت پشت این پیچ و خم پیشنهادها و مخالفت ها وجود داشت.
او گفت که بدترین اثر دین سازمان یافته، براندازی آن در صداقت و خودشناسی است.
اگر حزب کارگر مصمم به مقاومت است، چگونه ملت می تواند صداقت حزب کارگر را قضاوت کند؟
Their designer frustrations go well with their expensive sunglasses, but somehow sincerity suffers beneath the hard gloss.
ناامیدی طراحان آنها به خوبی با عینک آفتابی گران قیمت آنها مطابقت دارد، اما به نوعی صداقت در زیر براقیت سخت آسیب می بیند.
چند نفر در مورد صمیمیت پیشنهاد او ابراز تردید کردند.
His own pictures are owned by a large number of people and illustrate the sincerity which was characteristic of him.
تصاویر خود او متعلق به تعداد زیادی از مردم است و نشان دهنده صداقتی است که از ویژگی های او بود.
او با صمیمیت گفت: من هر کاری از دستم بر بیاید انجام می دهم.
صداقت اعتقادات او تردید ناپذیر است.
او با تمام صداقت صحبت کرد.
می توانم با کمال صداقت بگویم که از این برنامه ها چیزی نمی دانستم.
کشیش مردی با اخلاص عمیق بود.
honesty
صداقت
frankness
رک گویی
openness
باز بودن
truthfulness
صراحت
straightforwardness
تمامیت
integrity
احتیاط
probity
هوشمندی
ingenuousness
اصالت
genuineness
رک بودن
candidness
candourUK
candourUK
بی گناهی
guilelessness
HonourUK
honourUK
بی هنری
artlessness
صحت
veracity
امانت
trustworthiness
طبیعی بودن
naturalness
حقیقت
اعتبار
authenticity
افتخار ایالات متحده
honorUS
صادقانه آمریکا
innocence
بی طرفی
candorUS
قابلیت اطمینان
impartiality
تمام دلی
reliability
جدیت
wholeheartedness
بی تاثیر بودن
earnestness
عدالت
unaffectedness
حسن نیت
seriousness
قلب
goodwill
insincerity
عدم صداقت
dishonesty
بی صداقتی
تجربه
falsehood
دروغ
lying
دروغ گویی
unimportance
بی اهمیتی
untrustworthiness
غیر قابل اعتماد بودن
hypocrisy
دورویی
deceitfulness
فریبکاری
dissimulation
تقلب
deviousness
حیله گری
duplicity
دوگانگی
pretenseUS
تظاهر به ایالات متحده
pretenceUK
ادعای انگلستان
mendacity
دروغگویی
disingenuousness
بی انصافی
perfidy
خیانت
faithlessness
بی ایمانی
untruthfulness
سرویس لب
جعلی بودن
fakeness
اشک تمساح
crocodile tears
فریب
deceit
عدم دقت
mendaciousness
falseness
inaccuracy
