veto
veto - وتو
noun - اسم
UK :
US :
if someone in authority vetoes something they refuse to allow it to happen especially something that other people or organizations have agreed
اگر کسی که دارای قدرت است چیزی را وتو کند، اجازه نمیدهد آن اتفاق بیفتد، بهویژه چیزی که افراد یا سازمانهای دیگر با آن موافقت کردهاند.
امتناع از پذیرش یک طرح یا پیشنهاد خاص
امتناع از دادن اجازه رسمی برای چیزی، یا حق امتناع از دادن چنین اجازه ای
به طور رسمی از اجازه دادن به چیزی، به ویژه چیزی که دیگران با آن موافقت کرده اند، خودداری کنید
قدرت یا حق رسمی برای امتناع از پذیرش یا اجازه دادن چیزی
امتناع از اجازه دادن به چیزی
قدرت امتناع از اجازه دادن به انجام کاری یا امتناع از این قبیل
امتناع از اجازه دادن به انجام کاری
an official power or right to refuse to accept or allow something even if most of the other people or organizations involved approve of it
یک قدرت یا حق رسمی برای امتناع از پذیرش یا اجازه دادن چیزی، حتی اگر اکثر افراد یا سازمان های درگیر آن را تأیید کنند.
to refuse to allow or accept something such as a vote even if most of the other people or organizations involved approve of it
امتناع از اجازه یا پذیرش چیزی مانند رای، حتی اگر اکثر افراد یا سازمان های درگیر آن را تایید کنند
فرماندار لایحه ای را وتو کرد که به موجب آن مقداری پول بسیار مورد نیاز به کتابخانه های عمومی داده می شد.
فرماندار پاییز گذشته نسخه دیگری از این لایحه را وتو کرد.
رئیس جمهور حق وتوی هر قانون را دارد.
درخواست ها برای بردن بچه های خوانده به خارج از کشور اغلب توسط والدین بیولوژیکی وتو می شود.
این قرارداد توسط هیئت مدیره موافقت شد اما توسط رئیس وتو شد.
The teams were to operate by consensus each having the power to veto decisions, none with the power to impose.
تیمها باید با اجماع عمل میکردند و هر کدام از آنها قدرت وتوی تصمیمها را داشتند و هیچکدام قدرت تحمیل نداشتند.
اگر بتوان رئیس جمهور را وادار به وتوی قانون Dole کرد، این ادعا همچنان قوی تر به نظر می رسد.
این فقط بوی لطف دیگری به ثروتمندان می دهد و رئیس جمهور قول داده است که آن را وتو کند.
عموماً با اجماع کار می کند، بنابراین یک کشور می تواند نتیجه گیری های خود را وتو کند.
Other contract proposals are languishing in the Senate, and Clinton has either vetoed or threatened to veto the rest.
سایر پیشنهادات قرارداد در سنا در حال فروپاشی است و کلینتون یا وتو کرده یا تهدید کرده که بقیه را وتو خواهد کرد.
شرکتکنندگان ممکن است متن را بخوانند و در صورت ناراضی بودن، میتوانند انتشار را برای مدتی وتو کنند.
جنی می خواست همه دوستانش را دعوت کند، اما من به سرعت این ایده را وتو کردم.
بیل کلینتون بودجه متوازن را وتو کرد.
پرزیدنت کلینتون قول داده است که این قانون را وتو کند.
دولت بریتانیا از وتوی خود برای جلوگیری از این پیشنهاد استفاده کرد.
داشتن قدرت/حق وتو
the use of the presidential veto
استفاده از حق وتوی ریاست جمهوری
برای ماهها حق وتو برای استخدام کارکنان جدید وجود داشت.
رئیس جمهور هنوز از قلم وتوی خود استفاده نکرده است.
سنا به لغو وتوی رئیس جمهور رأی داد.
این توافق زمانی ممکن شد که اسپانیا وتوی خود را لغو کرد.
هیئت مدیره می تواند از وتوی خود برای جلوگیری از این تصمیم استفاده کند.
نجیب زادگان حق وتوی مجازی علیه نامزدهای دهقانی داشتند.
The opposition parties effectively have a veto on constitutional reform.
احزاب مخالف عملاً حق وتوی اصلاح قانون اساسی دارند.
حق وتو بر تمام انتصابات سیاسی
وزارت دفاع بر تمام صادرات تسلیحات حق وتو دارد.
رئیس جمهور در مورد/روی همه انتصابات سیاسی حق وتو دارد.
رئیسجمهور بر روی هر لایحهای که روی میز او بیاید، حق وتو دارد.
در تئوری، دولت بریتانیا می تواند از وتوی خود برای جلوگیری از این پیشنهاد استفاده کند.
سنا به لغو وتوی رئیس جمهور در مورد اقدامات پیشنهادی رأی داد.
پدر و مادرم هر شب بیش از دو ساعت تلویزیون تماشای ما را وتو میکنند.
در سال 1961، رئیس جمهور دوگل ورود بریتانیا به بازار مشترک را وتو کرد.
رئیسم امسال دیگر مرخصی ام را وتو کرد.
رئیس جمهور وعده داده است که در صورت تصویب این لایحه توسط کنگره، حق وتو خواهد داشت.
شهردار هیچ حق وتوی بر منطقه بندی نخواهد داشت.
فرماندار گفت که این لایحه را وتو خواهد کرد مگر اینکه بخشهای خاصی تغییر کند.
کوری می خواست ماشین را براند، اما مادرش آن را وتو کرد.
دولت بریتانیا می تواند از وتوی خود برای جلوگیری از این پیشنهاد استفاده کند.
اکثریت دو سوم سنا برای لغو وتوی فرماندار این لایحه مورد نیاز است.
اعضای دائمی شورای امنیت همگی دارای حق وتو هستند.
presidential veto
وتوی ریاست جمهوری
قدرت/حق وتو
The President vetoed a bill that would have provided the program with an additional $35 billion over five years.
رئیسجمهور لایحهای را وتو کرد که 35 میلیارد دلار اضافی برای این برنامه در طول پنج سال فراهم میکرد.
The bid was vetoed by European competition authorities.
این پیشنهاد توسط مقامات رقابت اروپایی وتو شد.
ممنوع کردن
prohibition
ممنوعیت
embargo
تحریم
dismissal
اخراج
interdict
طرد شدن
rejection
وتو کردن
vetoing
انحراف
declination
منع
prohibiting
تحریم کردن
boycott
انکار
denial
سرکوب
proscription
ضربه زدن به عقب
suppression
دور زدن
knock-back
بار
preclusion
محدودیت
turndown
توقف
عدم رضایت
interdiction
توپ سیاه
انتقاد
stoppage
منفی
nonconsent
اطلاع
blackball
سفارش
censure
چراغ قرمز
شست پایین
مهلت قانونی
دستور
thumbs down
moratorium
injunction
تصویب
خوب
نسخه
endorsement
تایید
go-ahead
برو جلو
ratification
کمک هزینه
allowance
اجازه
رهایی
تحریم
مجوز انگلستان
authorisationUK
مجوز ایالات متحده
authorizationUS
رضایت
consent
موافقت
assent
توافق
ترک کردن
مجوز
licence
ترخیص کالا از گمرک
موافقت رسمی
clearance
حکم
approbation
برکت
warrant
قدرت
blessing
پذیرش - پذیرفته شدن
سر تکان دادن
acceptance
معافیت
باشه
بینظیر
dispensation
دستور
acquiescence
imprimatur
mandate
