pairing
pairing - جفت شدن
noun - اسم
UK :
US :
دو نفر یا چیزهایی که با هم کار می کنند
عمل کنار هم قرار دادن دو شخص یا چیز
two people or things that have been put together in a pair or the act of putting two people or things together into a pair
دو نفر یا چیزهایی که در یک جفت کنار هم قرار گرفته اند، یا عمل کنار هم قرار دادن دو نفر یا چیزها در یک جفت
دو چیز، افراد یا سازمان هایی که با هم کار می کنند
عمل کنار هم قرار دادن دو چیز، افراد یا سازمان ها
آنها در دور بعدی مسابقات جهانی تنیس روی میز به مصاف یک جفت چینی می روند.
در ابتدا، آنها یک جفت بعید به نظر می رسیدند.
ترکیب شکلات و پرتقال بسیار خوب عمل می کند.
The two companies were not a successful pairing.
این دو شرکت جفت موفقی نبودند.
مدیریت بالا در جفت شدن این دو بخش به خوبی عمل کرد.
collaboration
همکاری
مشارکت
شراکت
linking up
پیوند دادن
disunion
جدایی
تقسیم
طلاق
separation
جدایش، جدایی
شکاف
annulment
لغو
زنگ تفريح
breakup
فراق
divorcement
انحلال
parting
نفاق
dissolution
بیگانگی
disunity
khula
estrangement
بریدگی
khula
متلاشی شدن
rift
افتادن
break-up
دشمنی
bust-up
تقسیم کردن
falling-out
شکستن
feud
فرمان nisi
split-up
جدایی قضایی
جدایی رسمی
decree nisi
جدا شدن راه ها
judicial separation
official separation
