playroom
playroom - اتاق بازی
noun - اسم
UK :
US :
اتاقی برای بازی کودکان
اتاقی که برای بازی کودکان در نظر گرفته شده است
از این به عنوان یک اتاق بازی استفاده می شد.
هنوز دو اتاق برای تزئین باقی مانده بود: اتاقهایی که به عنوان اتاق خواب و اتاق بازی در نظر گرفته شده بودند.
اسبابفروشی یک اتاق بازی بزرگ بود که همه چیز در آن مشترک بود.
The availability of babysitting, early meals for children and a kiddies playroom make this hotel an excellent choice for families.
در دسترس بودن نگهداری از کودک، غذای اولیه برای کودکان و اتاق بازی کودکان، این هتل را به گزینه ای عالی برای خانواده ها تبدیل کرده است.
اما اتاق بازی قرار است در سال آینده جذب مرکز خلوت و کنفرانس شود.
Older brothers and sisters were eating in the playroom, supervised by Monika, a trainee teacher from Salzburg.
برادران و خواهران بزرگتر در اتاق بازی مشغول غذا خوردن بودند که مونیکا، معلمی کارآموز از سالزبورگ نظارت میکرد.
recreation room
اتاق تفریحی
den
لانه
اتاق خانوادگی
اتاق بازی
هال
rec room
اتاق ضبط
مطالعه
basement
زیر زمین
games room
اتاق استخر
اتاق شلوغی
ruckus room
اتاق رمپوس
rumpus room
اتاق مهمانی
شلوغ
snuggery
عقب نشینی
retreat
استودیو
اتاق خانوادگی سرگرم کننده
اتاق رسانه
کتابخانه
راحت
snug
اتاق تلویزیون
TV room
دفتر
اتاق کار
workroom
محل کار
workplace
پناهگاه
sanctum
سوراخ توله
cubbyhole
