playroom

base info - اطلاعات اولیه

playroom - اتاق بازی

noun - اسم

/ˈpleɪruːm/

UK :

/ˈpleɪruːm/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [playroom] در گوگل
description - توضیح
  • a room for children to play in


    اتاقی برای بازی کودکان

  • a room intended for children to play in


    اتاقی که برای بازی کودکان در نظر گرفته شده است

  • This was used as sort of a playroom.


    از این به عنوان یک اتاق بازی استفاده می شد.

  • We still had two rooms left to decorate: those intended as a spare bedroom and playroom.


    هنوز دو اتاق برای تزئین باقی مانده بود: اتاق‌هایی که به عنوان اتاق خواب و اتاق بازی در نظر گرفته شده بودند.

  • The toy shop was one huge playroom where everything was owned in common.


    اسباب‌فروشی یک اتاق بازی بزرگ بود که همه چیز در آن مشترک بود.

  • The availability of babysitting, early meals for children and a kiddies playroom make this hotel an excellent choice for families.


    در دسترس بودن نگهداری از کودک، غذای اولیه برای کودکان و اتاق بازی کودکان، این هتل را به گزینه ای عالی برای خانواده ها تبدیل کرده است.

  • But the playroom is to be absorbed into the retreat and conference centre next year.


    اما اتاق بازی قرار است در سال آینده جذب مرکز خلوت و کنفرانس شود.

  • Older brothers and sisters were eating in the playroom, supervised by Monika, a trainee teacher from Salzburg.


    برادران و خواهران بزرگ‌تر در اتاق بازی مشغول غذا خوردن بودند که مونیکا، معلمی کارآموز از سالزبورگ نظارت می‌کرد.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • recreation room


    اتاق تفریحی

  • den


    لانه


  • اتاق خانوادگی


  • اتاق بازی


  • هال

  • rec room


    اتاق ضبط


  • مطالعه

  • basement


    زیر زمین

  • games room


    اتاق استخر


  • اتاق شلوغی

  • ruckus room


    اتاق رمپوس

  • rumpus room


    اتاق مهمانی


  • شلوغ

  • snuggery


    عقب نشینی

  • retreat


    استودیو


  • اتاق خانوادگی سرگرم کننده

  • entertaining family room


    اتاق رسانه


  • کتابخانه


  • راحت

  • snug


    اتاق تلویزیون

  • TV room


    دفتر


  • اتاق کار

  • workroom


    محل کار

  • workplace


    پناهگاه

  • sanctum


    سوراخ توله

  • cubbyhole



antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

settlers

لغت پیشنهادی

bindle

لغت پیشنهادی

liaisons