watermelon

base info - اطلاعات اولیه

watermelon - هندوانه

noun - اسم

/ˈwɔːtərmelən/

UK :

/ˈwɔːtəmelən/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermelon] در گوگل
description - توضیح

  • میوه ای گرد بزرگ با پوست سبز سفت، گوشت قرمز و دانه های سیاه


  • میوه ای بزرگ، گرد یا بیضی شکل با پوست سبز تیره، گوشت صورتی شیرین و دانه های سیاه زیاد


  • میوه ای بزرگ، گرد یا بیضی شکل با پوست سبز تیره، گوشت شیرین، آبکی، صورتی یا زرد و گاهی اوقات دانه های سیاه زیاد

  • It's worth splurging on at least once just to experience watermelon through a straw.


    ارزش آن را دارد که دست کم یک بار، فقط هندوانه را از طریق نی تجربه کنید.

  • Next to them was a huge watermelon and a bowl of green figs.


    کنار آنها یک هندوانه بزرگ و یک کاسه انجیر سبز بود.

  • Stretching up to a paint-peeling house was a patch of watermelons and tomatoes.


    تا خانه ای که رنگ پوست کنده می شد، تکه ای هندوانه و گوجه فرنگی بود.

  • Rubbed our souls for soothing: tip tongued slurring for sure over ripe watermelons.


    برای تسکین روحمان مالید: حتمأ روی هندوانه‌های رسیده، زبانه‌ای را به هم بزنیم.

  • It turned out to be the food market where they sold swollen watermelons and aubergines and strange shaped fruits.


    معلوم شد این بازار مواد غذایی است که در آن هندوانه و بادمجان پف کرده و میوه های شکل عجیب و غریب می فروختند.

  • Mr Grange lurks like a big spider in the deep shade at the back of the produce stand beside the watermelons.


    آقای گرانج مانند یک عنکبوت بزرگ در سایه عمیق پشت محصول کنار هندوانه ها کمین کرده است.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • makataan


    ماکاتان

  • tsamma


    تسما

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

transplants

لغت پیشنهادی

babysitter

لغت پیشنهادی

dee