bowser

base info - اطلاعات اولیه

bowser - bowser

noun - اسم

/ˈbaʊzər/

UK :

/ˈbaʊzə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bowser] در گوگل
description - توضیح

  • کانتینر یا وسیله نقلیه بزرگی که سوخت هواپیما یا سایر وسایل نقلیه یا آب را تامین می کند

  • a petrol pump (= a device that allows you to buy fuel and put it into a vehicle)


    پمپ بنزین (= وسیله ای که به شما امکان می دهد سوخت بخرید و آن را در خودرو قرار دهید)

  • a dog


    یک سگ

example - مثال
  • We had to get water from a bowser in the street.


    مجبور شدیم از یک کمان در خیابان آب بیاوریم.

  • a range of 1 000 and 2 000 litre water and fuel bowsers


    برد 1000 و 2000 لیتری آب و سوخت

  • I start up the plane's engine and taxi over to the fuel bowser to top the tanks.


    موتور و تاکسی هواپیما را روشن می‌کنم تا روی باک‌های بنزین بروم.

  • The government has not done anything that will bring down the price at the petrol bowser for consumers.


    دولت کاری نکرده است که قیمت بنزین را برای مصرف کنندگان پایین بیاورد.

  • They'll lend you a bowser to protect you.


    آنها برای محافظت از شما یک کماندار به شما قرض می دهند.

synonyms - مترادف
  • boozer


    مشروب خوری

  • drinker


    مشروب خوار

  • alcoholic


    الکلی

  • drunk


    مست

  • sot


    امروز

  • toper


    تاپر

  • drunkard


    سرسبز

  • lush


    خیس خوردن

  • soak


    تیپلر

  • tippler


    دیپسومنیک

  • dipsomaniac


    مست کردن

  • inebriate


    آلکی

  • alky


    قلع و قمع

  • tosspot


    وینو

  • wino


    مصرف کننده الکل

  • alcohol-abuser


    خوراکی

  • imbiber


    آبمیوه

  • juicehead


    اسفنج

  • sponge


    الکی

  • alkie


    بارفلای

  • barfly


    بووزهوند

  • boozehound


    dipso

  • dipso


    مشروب زیاد

  • heavy drinker


    آبمیوه گیری

  • juicer


    مصرف کننده مشکل

  • problem drinker


    رامی

  • rummy


    خیساندن

  • soaker


    سوسه

  • souse


    معتاد به الکل

  • alcohol addict


    الکو

  • alko


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

accomplished

لغت پیشنهادی

A game

لغت پیشنهادی

yee