assessed
assessed - ارزیابی شد
N/A - N/A
UK :
US :
بیمه گذاران باید خسارت سیل را ارزیابی کنند.
آنها هزینه خسارت سیل را 2500 پوند ارزیابی کردند.
امتحانات تنها ابزار سنجش توانایی دانش آموز نیستند.
هنوز برای ارزیابی پیامدهای بلندمدت اتحادیه دو کشور زود است.
ما باید ارزیابی کنیم که آیا پروژه ارزش انجام دادن دارد یا خیر.
took
گرفت
determined
مشخص
ascertained
مشخص شد
established
ایجاد
evaluated
ارزیابی شد
measured
اندازه گیری شده
appraised
محاسبه شد
calculated
بررسی شد
checked
تایید شده
confirmed
تشخیص داد
discerned
gaugedUK
gaugedUK
شناخته شده است
identified
gagedUS
gagedUS
کمیت شده
quantified
دارای رتبه
rated
تایید شده است
verified
محاسبه شده است
computed
شمارش کرد
counted
کشف شده
discovered
کشف
figured out
متوجه شدم فهمیدن پی بردن
کالیبره شده
calibrated
شناسایی شده
الهی
detected
تخمین زده
divined
آموخته ایالات متحده
estimated
LearntUK
learnedUS
برداشت
learntUK
به اندازه
picked up
sized up