vicious
vicious - شریر، بدجنس، حیوان صفت
adjective - صفت
UK :
US :
خشونت آمیز و بی رحمانه به گونه ای که از نظر جسمی به کسی آسیب برساند
بسیار نامهربان به نحوی که قصد دارد احساسات کسی را جریحه دار کند یا شخصیت او را بد جلوه دهد
به طور ناخوشایند قوی یا شدید
افراد شرور یا اعمال نشان دهنده قصد یا آرزوی صدمه زدن به کسی یا چیزی بسیار بد است
برای توصیف یک شی، وضعیت یا اظهاراتی که باعث درد شدید جسمی یا عاطفی می شود استفاده می شود
(از عملی) که قصد آزار شدید یا (به شخص یا حیوان) احتمالاً خشونت آمیز است
سناتور حمله وحشیانه ای به رئیس جمهور سابق انجام داد.
شخصی در حال انجام یک کمپین شرورانه از شایعات دروغین علیه خانواده سلطنتی است.
Big Willie was the toughest dude on the block a bad combination of vicious clothes-taking bully and mean gutsy fighter.
بیگ ویلی سرسخت ترین فرد در بلوک بود، ترکیب بدی از قلدر لباس پوشان و جنگجوی شرور و شرور.
سخنگوی پلیس گفت: «این یک جنایت وحشیانه بود.
جنایت شیطانی
روتوایلرها سگ های شروری هستند که برای داشتن حیوان خانگی بسیار خطرناک تر از آن هستند.
vicious dogs
سگ های شرور
High tide is often positively dangerous with vicious dumping waves breaking on the steep slope of the upper beach.
جزر و مد بالا اغلب به طور مثبت خطرناک است، به طوری که امواج ریزشی شریر در شیب تند ساحل بالایی می شکنند.
همه می دانستند که آل در دادگاه بدجنس است، اما می دانستند که او آن را در دادگاه رها کرده است.
But the old guard in the leadership sends in the tanks and introduces a new phase of vicious repression.
اما گارد قدیمی در رهبری تانک ها را می فرستد و مرحله جدیدی از سرکوب وحشیانه را معرفی می کند.
ظاهرا این دختر قربانی یک حمله جنسی وحشیانه شده است.
جان وقتی مست است خیلی شرور می شود.
We found ourselves surrounded by a gang of vicious young thugs, armed with belts, sticks and stones.
ما خود را در محاصره گروهی از اراذل و اوباش جوان شرور، مسلح به کمربند، چوب و سنگ دیدیم.
یک حمله شیطانی
یک جنایتکار شرور
او خلق و خوی بدی دارد.
Police described the robbery as particularly vicious.
پلیس این سرقت را بسیار شرورانه توصیف کرد.
یک سگ شرور
او برای من نامه ای شرورانه نوشت.
روزنامه ها به او حمله کردند و او را مجبور به استعفا کردند.
این مقاله در انتقاد از نخست وزیر شرورانه بود.
a vicious headache
یک سردرد بد
مارپیچ باطل افزایش قیمت ها
a particularly vicious and brutal crime
جنایتی خاص وحشیانه
او توسط اراذل و اوباش شرور مورد حمله قرار گرفت.
This was a particularly vicious assault.
این حمله به خصوص وحشیانه بود.
من کاری نکردم که لایق این همه کنایه های شیطانی شما باشم.
او پس از این حادثه برای من نامه ای شرورانه نوشت.
این کمیته به ویژه در انتقاد خود از مدیریت بسیار بد بود.
آنها یک کمپین شرورانه از اطلاعات نادرست و تبلیغات انجام دادند.
نمایشنامه حمله ای شرورانه به افراد تازه کار است.
a vicious thug
یک اراذل شرور
پلیس گفت که این یکی از وحشیانه ترین حملاتی بوده است که تا به حال دیده اند.
نگاه شرورانه ای به او انداخت.
a large collection of vicious medieval torture instruments
مجموعه بزرگی از ابزارهای شرور شکنجه قرون وسطایی
a vicious lie/accusation/rumour
یک دروغ شرورانه / اتهام / شایعه
سردرد بدی دارم
من باور نمی کنم که او یک سگ شرور است.
تعداد معدودی که مخالف بودند، هدف حملات کتبی وحشیانه در اینترنت قرار گرفتند.
savage
وحشی
cruel
ظالمانه
brutal
وحشیانه
barbarous
غیر انسانی
barbaric
شدید
inhuman
بی رحم
ferocious
بی دل
fierce
خشن
ruthless
شیطانی
merciless
بی رحمانه
heartless
قاتل
بی احساس
fiendish
تشنه به خون
atrocious
سادیستی
murderous
هیولا
callous
پشیمان
bloodthirsty
تلخ
ناپاک
harsh
حیوانی
sadistic
قتل
monstrous
شرور
diabolical
brutish
inhumane
remorseless
grim
foul
truculent
beastly
homicidal
villainous
gentle
ملایم
نوع
benign
خوش خیم
benignant
دلسوز
compassionate
خوش قلب
good-hearted
انسانی
humane
مهربان
kindhearted
خفیف
mild
غیر تهاجمی
sympathetic
مطیع
tenderhearted
دوستانه
unaggressive
خوب
docile
ایالات متحده محترم
محترم انگلستان
بازیگوش
honorableUS
رام کردن
honourableUK
عمودی
playful
با فضیلت
tame
آرام
upright
civilisedUK
virtuous
متمدن ایالات متحده
calm
با شکوه
civilisedUK
بی گناه
civilizedUS
دلپذیر
glorious
خالص
قابل احترام
سازگار
pleasant
respectable
compliant
