alchemist
base info - اطلاعات اولیه
alchemist - کیمیاگر
noun - اسم
/ˈælkəmɪst/
UK :
/ˈælkəmɪst/
US :
family - خانواده
google image
example
-
مثال
اعتقاد بر این بود که کیمیاگر موفق باید با قدرت های طبیعت هماهنگ باشد.
برای هزاران سال، کیمیاگران تلاش کردند تا دریابند چگونه سرب را به طلا تبدیل کنند.
بانکداران مانند کیمیاگران امروزی بودند که می توانستند از کاغذ صرف ثروت خلق کنند.
synonyms
-
مترادف
chemist
شیمیدان
herbalist
گیاهپزشک
pharmacist
داروساز
pharmacologist
فارماکولوژیست
apothecary
داروخانه
experimenter
آزمونگر
pseudoscientist
شبه دانشمند
transformer
تبدیل کننده
herb doctor
دکتر گیاهان دارویی
محقق
تحلیلگر
علمی
دانشجو
آزمایشکننده
analyzer
پزشک
کارگر میدانی
tester
دانشمند
clinician
محقق میدانی
fieldworker
فیزیکدان
استاد
بوفه
physicist
کاوشگر
ممتحن
boffin
تکنیسین آزمایشگاه
prober
examiner
lab technician
antonyms
-
متضاد
amateur
آماتور
rookie
تازه کار
