almond

base info - اطلاعات اولیه

almond - بادام

noun - اسم

/ˈɑːmənd/

UK :

/ˈɑːmənd/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [almond] در گوگل
description - توضیح
  • a flat pale nut with brown skin that tastes sweet or the tree that produces these nuts


    یک مهره کم رنگ صاف با پوست قهوه ای که طعم شیرینی دارد یا درختی که این آجیل را تولید می کند

  • an edible oval nut with a hard shell or the tree that it grows on


    یک مهره بیضی شکل خوراکی با پوسته سخت یا درختی که روی آن رشد می کند

  • an edible, oval nut with a hard shell or the tree that it grows on


    یک مهره خوراکی بیضی شکل با پوسته سخت یا درختی که روی آن رشد می کند

  • I put an almond croissant in a low oven for him.


    یک کروسانت بادام برایش در فر کم گذاشتم.

  • Vines and almonds, lemons and oranges, pomegranates and sugar.


    انگور و بادام، لیمو و پرتقال، انار و شکر.

  • Buttered almonds, or even the chewed leaves of the laurel.


    بادام کره شده یا حتی برگ های جویده شده لورل.

  • Stir in melted chocolate flour, peppermint extract and chopped almonds.


    شکلات ذوب شده، آرد، عصاره نعناع و بادام خرد شده را با هم مخلوط کنید.

  • Puds with flair include almond blancmange and bread-and-butter pudding; the long shrewd wine list starts at £6.90.


    پودهای با طعم شامل بلانمانژ بادام و پودینگ نان و کره هستند. لیست طولانی و زیرکانه شراب از 6.90 پوند شروع می شود.

  • Homemade cranberry sauce with slivers of almonds and pieces of orange peel.


    سس کرن بری خانگی با تکه های بادام و تکه های پوست پرتقال.

  • Beat eggs slightly and combine with oil almond extract, bananas and pineapple.


    تخم مرغ ها را کمی بزنید و با روغن، عصاره بادام، موز و آناناس ترکیب کنید.

  • In London, Renshaws put the almonds to work.


    در لندن، رنشاوس بادام را به کار انداخت.

example - مثال
  • ground almonds


    بادام زمینی

  • blanched almonds (= with their skins removed)


    بادام سفید (= با پوست کنده شده)

  • almond paste


    خمیر بادام

  • almond eyes (= eyes shaped like almonds)


    چشم بادامی (= چشم بادام شکل)

  • almond blossom (= the flowers of the almond tree)


    شکوفه بادام (= گلهای درخت بادام)

  • ground/toasted almonds


    بادام آسیاب شده/تست شده

synonyms - مترادف

  • رنگ قهوه ای

  • off-white


    مایل به سفید

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

axes

لغت پیشنهادی

senseless

لغت پیشنهادی

brawled