aspersions
aspersions - aspersions
noun - اسم
UK :
US :
من نمی خواهم صداقت شما را تحقیر کنم.
او به عنوان بخشی اجتنابناپذیر از زندگی عمومی، از بیاعتناییها دوری میکند.
مخالفان او میهن پرستی او را مورد انتقاد قرار می دهند.
چند تن از دوستان و متحدان سابق او آمده اند تا شخصیت او را مورد تحقیر قرار دهند.
جالب است که او این لحظه را انتخاب کرد تا توانایی او به عنوان مربی را زیر سوال ببرد.
این لحظه ای نیست که بخواهیم توهین کنیم.
slander
تهمت زدن
defamation
افترا
libel
بدگویی
calumny
توهین
vilification
لکه دار کردن
calumniation
آسپرشن
smearing
تهمت زدن ایالات متحده
aspersion
تحقیر
maligning
معامله کردن
libelingUS
پراکنده
disparagement
libellingUK
traducing
توهین آمیز
aspersing
بدنام کردن
denigration
ناسزا
libellingUK
اسمیر
vilifying
سیاه شدن
defaming
آموزش
obloquy
رسوایی
smear
انحراف
blackening
لجن کشی
traducement
غیبت
scandalmongering
اندک
detraction
muckraking
derogation
backbiting
slur
insult
belittlement
praise
ستایش
acclamation
تحسین
acclaim
تصویب
احترام
laudation
تعریف و تمجید
tribute
چاپلوسی
commendation
تجلیل
compliment
زیبایی
flattery
توجه
glorification
تعالی
nicety
تعارف
مداحی
exaltation
فروتنی
compliments
عشق
adulation
ادب
plaudit
تمجید می کند
eulogy
ستایش ها
humility
Encomiums
تشویق
politeness
موافقت رسمی
admiration
سلام می کند
accolades
ادای احترام
plaudits
به سلامتی
encomiums
تشویق و تمجید
encouragement
ovation
approbation
salutes
tributes
cheers
applause