atomic

base info - اطلاعات اولیه

atomic - اتمی

adjective - صفت

/əˈtɑːmɪk/

UK :

/əˈtɒmɪk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [atomic] در گوگل
description - توضیح
  • relating to the energy produced by splitting atoms or the weapons that use this energy


    مربوط به انرژی تولید شده توسط شکافتن اتم ها یا سلاح هایی که از این انرژی استفاده می کنند

  • relating to the atoms in a substance


    مربوط به اتم های یک ماده است

  • relating to atoms


    مربوط به اتم ها

  • using the energy that is created when an atom is divided


    با استفاده از انرژی که هنگام تقسیم یک اتم ایجاد می شود

  • relating to nuclear war nuclear weapons, or a nuclear attack


    مربوط به جنگ هسته ای، سلاح های هسته ای یا حمله هسته ای

  • relating to atoms or the energy that can be produced by them


    مربوط به اتم ها یا انرژی قابل تولید توسط آنها

  • Energy is released when the nuclei of the light atomic elements join so bringing them together is the primary goal.


    هنگامی که هسته های عناصر اتمی سبک به هم می پیوندند انرژی آزاد می شود، بنابراین گرد هم آوردن آنها هدف اولیه است.

  • This hope was shattered by the discovery of atomic structure and quantum mechanics.


    این امید با کشف ساختار اتمی و مکانیک کوانتومی از بین رفت.

  • When Clement Attlee became Prime Minister in 1945, he was no enthusiast of atomic weapons, but that programme proceeded.


    زمانی که کلمنت آتلی در سال 1945 نخست وزیر شد، علاقه ای به سلاح های اتمی نداشت، اما این برنامه ادامه یافت.

example - مثال
  • atomic structure


    ساختار اتمی

  • atomic energy/power


    انرژی/قدرت اتمی

  • the post-war atomic programme


    برنامه اتمی پس از جنگ

  • atomic structure/nuclei


    ساختار/هسته اتمی

  • the atomic bomb


    بمب اتمی

  • atomic weapons


    سلاح های اتمی

  • an atomic blast/explosion


    یک انفجار/انفجار اتمی

synonyms - مترادف
  • molecular


    مولکولی

  • monatomic


    تک اتمی

antonyms - متضاد
  • astronomic


    نجومی

  • astronomical


    غول آسا

  • colossal


    کیهانی

  • cosmic


    فیل

  • cosmical


    عظیم

  • elephantine


    غول


  • غول پیکر


  • هرکول

  • gigantic


    قهرمانانه

  • herculean


    بزرگ

  • heroic


    ماموت

  • heroical


    هیولا


  • بسیار بزرگ و مهم

  • immense


    کوهستانی

  • mammoth


    سیاره ای


  • شگفت انگیز

  • monster


    تایتانیک

  • monstrous


    مولکولی

  • monumental


    وسیع

  • mountainous


    جامبو

  • planetary


    توانا

  • prodigious


  • titanic



  • molecular



  • gargantuan


  • humongous


  • jumbo


  • mighty


  • whopping


لغت پیشنهادی

smooth

لغت پیشنهادی

fount

لغت پیشنهادی

amnesia