backdoor

base info - اطلاعات اولیه

backdoor - در پشتی

N/A - N/A

ˈbæk.dɔːr

UK :

ˈbæk.dɔːr

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [backdoor] در گوگل
description - توضیح

  • مخفیانه، یا علناً به عنوان قصد شما اعلام نشده است

  • relating to something that is done secretly or in a way that is not direct or honest


    مربوط به کاری است که مخفیانه یا به گونه ای انجام می شود که مستقیم یا صادقانه نیست

  • a backdoor diplomatic solution


    یک راه حل دیپلماتیک پشت درب

  • It is a move that many see as backdoor nationalisation.


    این اقدامی است که بسیاری آن را ملی‌سازی در پشت در می‌دانند.

  • Paid $ 100 for it in a backdoor transaction.


    100 دلار برای آن در یک معامله در پشتی پرداخت کرد.

example - مثال
  • The change was immediately dismissed as a backdoor tax increase.


    این تغییر بلافاصله به عنوان افزایش مالیات در پشتی رد شد.

synonyms - مترادف
  • confidential


    محرمانه


  • راز


  • خصوصی

  • classified


    طبقه بندی شده

  • privy


    مخفی

  • intimate


    صمیمی

  • restricted


    محصور


  • داخل

  • unrevealed


    فاش نشده است

  • hushed


    ساکت شد

  • nonpublic


    غیر عمومی

  • undisclosed


    فاش نشده

  • unpublished


    منتشر نشده

  • privileged


    ممتاز

  • unofficial


    غیر رسمی

  • esoteric


    غامض

  • closet


    کمد لباس

  • secretive


    مخفیانه


  • شخصی

  • protected


    حفاظت شده

  • closed


    بسته


  • حساس

  • momUS


    momUS

  • mumUK


    mumUK


  • ساکت

  • arcane


    سانسور شده

  • censored


    بستن


  • dern

  • dern


    ساکت کردن

  • hush-hush


    فوق سری


antonyms - متضاد

  • عمومی


  • مشترک


  • باز کن


  • آشنا

  • known


    شناخته شده

  • revealed


    آشکار کرد

  • unrestricted


    نامحدود

  • well-known


    مشهور - معروف


  • در رکورد

لغت پیشنهادی

algorithm

لغت پیشنهادی

compromised

لغت پیشنهادی

babysitting