algorithm

base info - اطلاعات اولیه

algorithm - الگوریتم

noun - اسم

/ˈælɡərɪðəm/

UK :

/ˈælɡərɪðəm/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [algorithm] در گوگل
description - توضیح
  • a set of instructions that are followed in a fixed order and used for solving a mathematical problem making a computer program etc


    مجموعه ای از دستورالعمل ها که به ترتیبی ثابت دنبال می شوند و برای حل یک مسئله ریاضی، ساختن یک برنامه کامپیوتری و غیره استفاده می شوند.

  • a set of mathematical instructions or rules that especially if given to a computer will help to calculate an answer to a problem


    مجموعه ای از دستورالعمل ها یا قوانین ریاضی که به ویژه اگر به رایانه داده شود، به محاسبه پاسخ یک مسئله کمک می کند.

  • a list of instructions for solving a problem


    لیستی از دستورالعمل ها برای حل یک مشکل

  • a set of mathematical instructions that must be followed in a fixed order and that especially if given to a computer will help to calculate an answer to a mathematical problem


    مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های ریاضی که باید به ترتیب ثابت دنبال شوند و به خصوص اگر به رایانه داده شوند، به محاسبه پاسخ یک مسئله ریاضی کمک می‌کنند.

  • To see how this arises in detail suppose we have such an algorithm that is sometimes effective.


    برای اینکه ببینیم چگونه این موضوع با جزئیات به وجود می آید، فرض کنید چنین الگوریتمی داریم که گاهی اوقات مؤثر است.

  • When files are randomly organized using an algorithm, the device must first be initialized to remove all prior data.


    هنگامی که فایل‌ها به‌طور تصادفی با استفاده از یک الگوریتم سازمان‌دهی می‌شوند، ابتدا دستگاه باید مقداردهی اولیه شود تا همه داده‌های قبلی حذف شوند.


  • با آگاهی از خطای خاص، می توان برخی از الگوریتم های تصحیح را پیاده سازی کرد.

  • Spelling correction algorithms usually suggest a few alternative words which are in some sense similar to the detected misspelled word.


    الگوریتم‌های تصحیح املا معمولاً چند کلمه جایگزین را پیشنهاد می‌کنند که به نوعی شبیه به کلمه غلط املایی شناسایی شده هستند.

  • Weights, summing and transfer functions, and learning algorithms all rely heavily on mathematics.


    وزن ها، توابع جمع و انتقال و الگوریتم های یادگیری همگی به شدت به ریاضیات متکی هستند.

  • An unsupervised learning algorithm might emphasize cooperation among clusters of processing elements.


    یک الگوریتم یادگیری بدون نظارت ممکن است بر همکاری بین خوشه‌های عناصر پردازش تأکید کند.

  • That is no algorithm at all.


    این اصلا الگوریتم نیست.

  • It might seem that a suitable algorithm could be found which would not generate synonyms.


    ممکن است به نظر برسد که الگوریتم مناسبی پیدا شود که مترادف تولید نکند.

example - مثال
  • The company uses machine-learning algorithms to recommend jobs to those looking for work.


    این شرکت از الگوریتم های یادگیری ماشینی برای توصیه شغل به افرادی که به دنبال کار هستند استفاده می کند.

  • to apply a complex/sophisticated algorithm


    برای اعمال یک الگوریتم پیچیده/پیچیده

  • to develop/design/tweak an algorithm


    برای توسعه/طراحی/بهینه سازی یک الگوریتم

  • From internet shopping to the airport runway, algorithms are everywhere in modern life.


    از خرید اینترنتی گرفته تا باند فرودگاه، الگوریتم ها در همه جای زندگی مدرن وجود دارند.

  • Music apps use algorithms to predict the probability that fans of one particular band will like another.


    برنامه‌های موسیقی از الگوریتم‌هایی برای پیش‌بینی احتمال اینکه طرفداران یک گروه خاص گروه دیگری را دوست داشته باشند، استفاده می‌کنند.

  • The exchanges created computer algorithm systems to recreate the trading activity.


    صرافی ها سیستم های الگوریتم کامپیوتری را برای بازآفرینی فعالیت معاملاتی ایجاد کردند.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

line

لغت پیشنهادی

dials

لغت پیشنهادی

loophole