baloney
baloney - بالنی
noun - اسم
UK :
US :
چیزی که احمقانه است یا درست نیست
nonsense
مزخرف
یک سوسیس دودی، برش داده شده و سرد خورده شده است
bologna
بولونیا
این نوعی بالونی غیرصادقانه و خودخواهانه است که به دولت خوب نام بدی می دهد.
نیومن یا پر از بالونی بود یا مردی انفرادی که توسط تجارت های بزرگ بخار می شد.
همه اینها به خوبی می توانند شگفت انگیز یا بالونی خالص باشند.
به نظر می رسد در حالی که تعریف کلمه چندرسانه ای تغییر کرده است، عامل baloney تغییر نکرده است.
hogwash
گراز شویی
nonsense
مزخرف
drivel
راندن
garbage
زباله
malarkey
مالارکی
poppycock
خروس خشخاش
balderdash
بالدرداش
blather
ناله
claptrap
کف گیر
codswallop
کادولاپ
crock
خمره
piffle
پفک
twaddle
غوغا کردن
bunk
تختخواب
bunkum
بوکوم
fiddlesticks
چوب کمانچه
folly
حماقت
hokum
هوکم
hooey
هوی
humbug
فروتن
rubbish
توش
tosh
زباله ها
trash
چنار
tripe
سس سیب
applesauce
تاول زدن
blither
گاو نر
bull
کراپولا
crapola
flapdoodle
flapdoodle
گاف
guff
پر اسب
horsefeathers
حقیقت
احساس، مفهوم
possessions
اموال
خرد
جدیت
seriousness
ویژگی
حقایق
facts
واقعیت
قضاوت انگلستان
judgementUK
قضاوت ایالات متحده
judgmentUS
دارایی های
assets
متفکر بودن
thoughtfulness
هوش
حساسیت
sensibility
واقعی بودن
veridicality
ساختمان
verity
توسعه
رشد
دلیل
درك كردن
وضوح
قابل فهم بودن
clarity
حس مشترک
intelligibility
