beetroot
beetroot - چغندر
noun - اسم
UK :
US :
گیاهی با ریشه گرد قرمز تیره که به عنوان سبزی می پزید و می خورید
ریشه کوچک، گرد و قرمز تیره یک گیاه که به صورت پخته شده به عنوان سبزی مخصوصاً سرد در سالاد مصرف می شود
حشرات و غیره با گرسنگی در حال چیدن بقایای سالاد چغندر داخل و خارج می شوند.
By now his wife would have given up waiting and served the cold beetroot soup with sour cream and chives.
تا حالا همسرش از انتظار دست کشیده بود و سوپ چغندر سرد را با خامه ترش و پیازچه سرو می کرد.
He is particularly fond of hot beetroot, recommending it as an accompaniment to roast saddle of hare - a delicious combination.
او به خصوص چغندر داغ را دوست دارد و آن را به عنوان همراهی برای کباب زین خرگوش توصیه می کند - ترکیبی خوشمزه.
یکی از آنها پرسید که آیا من مقداری چغندر میل دارم؟
ماست را با چغندر و سیب مخلوط کرده و خوب مزه دار کنید.
This liquid was made by chopping up the roots of an inedible yam which looked like stringy, tough beetroot.
این مایع از خرد کردن ریشههای سیب زمینی غیرخوراکی که شبیه چغندر رشتهای و سفت به نظر میرسید، به دست میآمد.
به هر حال طعم آنها تقریباً یکسان است و سال گذشته سوپ چغندر نیز به منو اضافه شد.
ashen
خاکستر
ashy
خاکستری
doughy
خمیری
livid
پر جنب و جوش
lurid
مبهم
mealy
آرد
رنگ پریده
paled
اوج گرفت
palish
اوج
pallid
گوسفند
pasty
پژمرده
peaked
آنها
peaky
sallow
sallowish
wan