bezel

base info - اطلاعات اولیه

bezel - قاب

noun - اسم

/ˈbezl/

UK :

/ˈbezl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bezel] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
synonyms - مترادف
  • bevel


    اریب


  • زاویه

  • slant


    مایل

  • slope


    شیب

  • cant


    نمی تونم

  • chamfer


    پخ

  • diagonal


    مورب

  • oblique


    miterUS

  • miterUS


    mitreUK

  • mitreUK


    کج کردن

  • tilt


    تکیه دادن

  • leaning


    گام صدا


  • لبه کج

  • slanting edge


    متمایل شدن

  • incline


    مقطع تحصیلی

  • gradient


    شن کش


  • لاغر

  • rake


    کمبر


  • بانک

  • camber


    ارتقا دهید


  • تمایل

  • upgrade


    سطح شیب دار

  • inclination


    خلع درجه

  • ramp


    خم شدن

  • downgrade


    انحراف

  • steepness


    گرد


  • پخش کردن

  • deviation


    بالا آمدن


  • splay



antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

figurative

لغت پیشنهادی

mice

لغت پیشنهادی

exceed