blooms

base info - اطلاعات اولیه

blooms - شکوفه می دهد

N/A - N/A

bluːm

UK :

bluːm

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blooms] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • These flowers will bloom all through the summer.


    این گل ها در تمام تابستان شکوفا می شوند.

  • Rimbaud's poetic genius bloomed early.


    نبوغ شاعرانه رمبو زود شکوفا شد.

  • The apple trees are in full bloom (= completely covered in flowers).


    درختان سیب در شکوفه کامل هستند (= کاملاً پوشیده از گل).

  • The roses are just coming into bloom.


    گل های رز تازه شکوفا می شوند.

  • He was 19, in the full bloom of youth.


    او 19 ساله بود، در دوران جوانی.

  • Alta loved watching her flowers bloom in the spring.


    آلتا عاشق تماشای شکوفه دادن گل هایش در بهار بود.

  • fig. Their interest suddenly bloomed when they knew they would make money out of the deal.


    شکل. زمانی که می دانستند از این معامله پول در می آورند، ناگهان علاقه آنها شکوفا شد.

  • Roses in bloom are a beautiful sight.


    گل های رز در شکوفه منظره زیبایی هستند.

synonyms - مترادف
  • benefits


    فواید

  • profits


    سود

  • gains


    دستاوردها

  • prospers


    رونق می گیرد

  • flourishes


    شکوفا می شود

  • thrives


    رشد می کند

  • shines


    می درخشد

  • advances


    پیشرفت ها

  • blossoms


    شکوفه می دهد

  • booms


    پیشرفت می کند

  • grows


    در جای خوبی ایستاده است

  • progresses


    موفق می شود

  • stands in good stead


    بورجون ها

  • succeeds


    خوب انجام می دهد

  • burgeons


    جلوتر می شود

  • does well


    به خوبی استفاده می کند

  • gets ahead


    سود می برد

  • makes good use of


    بالا می رود

  • reaps benefits


    شلیک می کند

  • reaps the benefit


    خوب معلوم می شود

  • rises


    میوه می دهد

  • shoots up


    خوب رشد می کند

  • turns out well


    بیشترین استفاده را می کند

  • bears fruit


    به نفع خود تبدیل می شود

  • grows well


    بالغ می شود

  • makes the most of


    توسعه می دهد

  • puts to good use


  • turns to one's advantage


  • matures


  • develops


  • makes headway


antonyms - متضاد
  • withers


    پژمرده می شود

  • fades


    محو می شود

  • dies


    می میرد

  • droops


    افتادگی

  • perishes


    از بین می رود

  • wastes


    ضایعات

  • wilts


    پژمردگی

  • declines


    کاهش می یابد

  • struggles


    مبارزات

  • shrivels


    چروک می شود

  • shrinks


    منقبض می شود

  • decays


    پوسیدگی می کند

  • atrophies


    آتروفی ها

  • disintegrates


    متلاشی می شود

  • deteriorates


    بدتر می شود

  • folds


    چین خورده است

  • wizens


    ویزنز

  • becomes marcescent


    ماسکانی می شود

  • becomes stale


    کهنه می شود

  • shrivels up


    ضایعات دور

  • wastes away


لغت پیشنهادی

agendas

لغت پیشنهادی

blowhard

لغت پیشنهادی

comprising