boldfaced
boldfaced - پررنگ
N/A - N/A
UK :
US :
بیانیه با حروف کج و پررنگ بود.
آیا میتوانیم همه موارد پررنگ را بیرون بکشیم و فهرستی تهیه کنیم؟
می توانید از تگ های برای پررنگ کردن متن استفاده کنید.
او نامی پررنگ در ستون های شایعات روزنامه ها بود.
آنها دروغ های جسورانه ای را در رزومه او یافتند.
من می توانم با باخت کنار بیایم، اما نه به دلیل عدم صداقت در مقابل حریف.
assuming
با فرض اینکه
brazen
گستاخ
رو به جلو
presuming
فرض
هوشمندانه
audacious
جسور
blatant
آشکار
bold
پررنگ
boldface
بی پروا
brash
پر رو
cheeky
سنگین
مالاپرت
insolent
عصبی
malapert
واضح
nervy
بیش از حد اعتماد به نفس
پرت
overconfident
متکبر
pert
زورگو
presumptuous
بی ادب
pushy
بی حیا
rude
بی شرم
sassy
برنجی
saucy
برهنه شد
shameless
رژگونه زدایی
unabashed
تلنگر
brassy
بی احترام
barefaced
از خود راضی
unblushing
flip
impertinent
cocky
meek
ملایم
shy
خجالتی
timid
ترسو