bookstore

base info - اطلاعات اولیه

bookstore - کتابفروشی

N/A - N/A

ˈbʊk.stɔːr

UK :

ˈbʊk.stɔːr

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bookstore] در گوگل
description - توضیح
  • a shop that sells books


    مغازه ای که کتاب می فروشد

  • a store or website where books are sold


    فروشگاه یا وب سایتی که در آن کتاب به فروش می رسد

  • a store that sells books


    فروشگاهی که کتاب می فروشد

  • bookshop


    کتابفروشی

  • The books retail for $ 22. 95 each and are available at major Bay Area bookstores and discount outlets.


    این کتاب‌ها هر کدام با قیمت 22.95 دلار به فروش می‌رسند و در کتابفروشی‌های بزرگ منطقه خلیج و فروشگاه‌های تخفیف موجود هستند.

  • This superbly organized 224-page publication is available or can be ordered at bookstores.


    این نشریه 224 صفحه ای با سازماندهی عالی موجود است یا می توان آن را در کتابفروشی ها سفارش داد.

  • The $ 9. 95 guides are sold at bookstores or can be ordered by calling 1-800-222-3602.


    راهنمای 9.95 دلاری در کتابفروشی ها فروخته می شود یا می توانید با شماره 1-800-222-3602 تماس بگیرید.

  • I try and meet the intellectual types at bookstores, but all the attractive men tend to congregate in the porno sections.


    من سعی می کنم با تیپ های روشنفکر در کتابفروشی ها آشنا شوم، اما همه مردان جذاب تمایل دارند در بخش های پورنو جمع شوند.

  • They are made available directly to you - with no bookstore mark-up and no distribution excesses.


    آنها مستقیماً در دسترس شما قرار می گیرند - بدون علامت گذاری در کتابفروشی و بدون مازاد بر توزیع.

  • Aspirants and aficionados alike ought to be queuing up outside bookstores to lay hands on it.


    مشتاقان و علاقه مندان به طور یکسان باید در صف های بیرون از کتابفروشی ها قرار بگیرند تا دست به کار شوند.

  • Dress up nice and meet me at the bookstore at two.


    خوب بپوش و ساعت دو با من در کتابفروشی ملاقات کن.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • bookshop


    کتابفروشی

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

sentiments

لغت پیشنهادی

horizons

لغت پیشنهادی

summon