distribution
distribution - توزیع
noun - اسم
UK :
US :
عمل به اشتراک گذاری چیزها بین گروه بزرگی از مردم به روشی برنامه ریزی شده
زمانی که کالاها به مغازه ها و شرکت ها عرضه می شود تا آنها بفروشند
روشی که در آن چیزی در مقادیر مختلف در بخشهای مختلف یک منطقه یا گروه وجود دارد
the actions involved in making goods available to customers after they have been produced, for example moving, storing, and selling the goods
اقدامات مربوط به در دسترس قرار دادن کالا به مشتریان پس از تولید، به عنوان مثال جابجایی، ذخیره و فروش کالا
when a company’s profits are divided up and given to shareholders in the form of DIVIDENDs or new shares
زمانی که سود یک شرکت تقسیم می شود و به صورت سود سهام یا سهام جدید به سهامداران داده می شود.
روشی که از طریق آن ثروت بین مردم در یک اقتصاد خاص تقسیم می شود
فرآیند دادن اشیا به چندین نفر، یا پخش یا عرضه چیزی
روشی که افراد یا اشیا در یک مکان پخش می شوند
the number of times each value of a variable (= a number that can change) is found in a set of data shown as a graph, chart etc.
تعداد دفعاتی که هر مقدار یک متغیر (= عددی که می تواند تغییر کند) در مجموعه ای از داده ها یافت می شود که به صورت نمودار، نمودار و غیره نشان داده می شود.
عمل تقسیم چیزی بین مردم یا پخش یا عرضه چیزی
Distribution is also the position or arrangement of something in space or time or among a group of people
توزیع نیز موقعیت یا چیدمان چیزی در مکان یا زمان یا در میان گروهی از افراد است
the process of transporting products from a manufacturer storing them and selling them to different stores and customers
فرآیند حمل و نقل محصولات از یک تولید کننده، ذخیره آنها و فروش آنها به فروشگاه ها و مشتریان مختلف
پرداخت سود سهام یا سهام به سهامداران یک شرکت
روشی که پول در یک اقتصاد یا جامعه تقسیم یا تقسیم می شود
هزینه بسته بندی و توزیع از 3 تا 4 دلار برای هر نوار ویدئویی متغیر است.
این کنفرانس خواستار توزیع عادلانهتر ثروت و قدرت در میان ملتها شد.
اگر توزیع محدود بود، فهرستی از سهامداران نیز می تواند مفید باشد.
The proposed series of investigations will examine children's understanding of economic need income distribution and unemployment.
مجموعه تحقیقاتی پیشنهادی درک کودکان از نیازهای اقتصادی، توزیع درآمد و بیکاری را بررسی خواهد کرد.
The holiday is also celebrated with small gifts for children and the distribution of meat to the needy.
این عید همچنین با هدایای کوچک برای کودکان و توزیع گوشت بین نیازمندان برگزار می شود.
Of course the stressed representations do not take account of the distribution of sentence stress in the utterances.
البته، بازنمودهای تاکید شده، توزیع تنش جمله در گفته ها را در نظر نمی گیرند.
The Labour Party comes to the fore when the distribution of resources comes to the top of the agenda.
حزب کارگر زمانی به میدان می آید که توزیع منابع در راس برنامه قرار گیرد.
جدول 9-1 تصویری از توزیع درآمد و ثروت را ترسیم می کند.
They studied the geographical distribution of the disease.
آنها توزیع جغرافیایی بیماری را مورد مطالعه قرار دادند.
a more equitable distribution of wealth
توزیع عادلانه تر ثروت
an unequal/uneven income distribution
توزیع درآمد نابرابر/نابرابر
توزیع سنی جمعیت عمومی
نقشه پراکندگی این گونه در سراسر جهان را نشان می دهد.
the distribution of food and medicines
توزیع غذا و دارو
تقسیم سود بین شرکا
چه زمانی ممکن است توزیع بین طلبکاران انجام شود؟
غذا برای توزیع در جوامع دور افتاده بسته بندی شد.
آنها سیستم هایی برای بازاریابی، فروش و توزیع دارند.
ما بر یافتن کانال های توزیع جدید برای محصولات خود تمرکز کردیم.
The company's distribution network includes more than 1 200 retail outlets.
شبکه توزیع این شرکت شامل بیش از 1 200 خرده فروشی است.
production and distribution systems
سیستم های تولید و توزیع
a distribution centre/depot/warehouse
یک مرکز توزیع / انبار / انبار
پس از استفاده از کرم، آن را شانه کنید تا از پخش یکنواخت اطمینان حاصل شود.
چگونه توزیع نابرابر عبارات وام گرفته شده از زبان های دیگر را توضیح دهیم؟
The relatively broad distribution within the Midwest suggests that the aphid may have been present for more than one year.
توزیع نسبتاً گسترده در غرب میانه نشان می دهد که شته ممکن است بیش از یک سال وجود داشته باشد.
گله های حیوانات ممکن است در پاسخ به الگوهای توزیع غذا تشکیل شوند.
جمعیت ماهی ها توزیع های بسیار محلی را در هر رودخانه فرض می کنند.
برای تعیین توزیع بیماری از رادیولوژی استفاده شد.
موتور برای دستیابی به توزیع یکنواخت وزن در وسط نصب شده است.
این پرندگان پراکنش جغرافیایی وسیعی دارند.
a disparity in age distribution between groups
نابرابری در توزیع سنی بین گروه ها
توزیع نرمال با منحنی فرکانس زنگی شکل
توزیع فراوانی تاریخ تولدها بر اساس ماه در میان این بیماران آن چیزی نبود که انتظار داشتیم.
The probability distribution curve shows the probability that the product will ship on such-and-such a date.
منحنی توزیع احتمال احتمال ارسال محصول در فلان تاریخ را نشان می دهد.
an atlas containing distribution maps of the most important tropical diseases
اطلسی حاوی نقشه های توزیع مهم ترین بیماری های گرمسیری
توزیع برابر ثروت بین افراد گروه های سنی مختلف
تغییرات در توزیع ثروت و درآمد
داده های مربوط به توزیع ثروت در بین گروه های سنی
the wider distribution of wealth throughout society
توزیع گسترده ثروت در سراسر جامعه
allocation
تخصیص
dispensation
معافیت
تقسیم
allotment
تقسیم بندی
apportionment
صدور
issuance
مدیریت
وظیفه
اداره کردن
administering
تقسیم کردن
apportioning
اختصاص دادن
assigning
موضوع
اندازه گیری
issuing
جریان
admeasurement
پرداخت
circulation
جیره بندی
disbursement
اشتراک گذاری
rationing
در حال گردش
sharing
معامله
alloting
پراکندگی
circulating
دول
dealing
انتشار
dispersion
در حال گسترش
dole
دفع کردن
partition
پراکنده شدن
propagation
نسبت کردن
spreading
دادن
disposing
معامله کردن
dissipating
prorating
giving out
dealing out
مجموعه
disorganisationUK
سازماندهی بریتانیا
disorganizationUS
بی سازمانی ایالات متحده
gathering
جمع آوری
hoard
احتکار
hoarding
نگه دارید
نقطه اتصال
juncture
نگه داشتن
keeping
نگهداری
حفظ
retention
فروشگاه
وحدت
unity
برگزاری
holding
سرکوب
suppression
تمرکز
اختلال
به هم ریختگی
disarrangement
دریغ کردن
withholding
کل
پنهان کاری
concealment
سوء مدیریت
retainment
شروع
mismanagement
شروع کنید
بی قانونی
بی خودی
lawlessness
تقوا
unselfishness
ظاهر