broccoli
broccoli - کلم بروکلی
noun - اسم
UK :
US :
سبزی سبزی که دارای ساقه های کوتاه شاخه ای است
a vegetable with a green stem or stems and a mass or several masses of flower buds at the top. There are several kinds of broccoli.
سبزی با ساقه یا ساقه سبز و توده یا چند توده جوانه گل در بالا. کلم بروکلی انواع مختلفی دارد.
سبزی با ساقه ضخیم و سبز رنگ و رویه متراکم و سبز رنگ
هویج و کلم بروکلی را به مدت 8 دقیقه بخارپز کنید.
ذرت شیرین و کلم بروکلی را در مقدار کمی آب جوش نمک بپزید.
And the brilliant green broccoli, cooked al dente and cut into small pieces, makes eating with chopsticks manageable.
و کلم بروکلی سبز درخشان که آل دنته پخته شده و به قطعات کوچک بریده شده است، غذا خوردن با چاپستیک ها را قابل کنترل می کند.
Healthy it seems to me is something that improves your health when you eat it like broccoli or kale.
به نظر من سالم چیزی است که هنگام خوردن آن سلامت شما را بهبود می بخشد، مانند کلم بروکلی یا کلم پیچ.
I circled the house at a distance passed through the orchard into the garden and stood amid the rows of broccoli.
دور خانه را دور زدم، از میان باغ به داخل باغ رد شدم و در میان ردیف های کلم بروکلی ایستادم.
با سیب زمینی جدید، کلم بروکلی و گل کلم سرو کنید.
رویه های کلم بروکلی را به گلچه ها تقسیم کنید.
آن را در www. کلم بروکلی com
