discrepancy

base info - اطلاعات اولیه

discrepancy - اختلاف

noun - اسم

/dɪˈskrepənsi/

UK :

/dɪˈskrepənsi/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discrepancy] در گوگل
description - توضیح
  • a difference between two amounts, details, reports etc that should be the same


    تفاوت بین دو مقدار، جزئیات، گزارش و غیره که باید یکسان باشد

  • a difference between two numbers, amounts, details etc that ought to be the same


    تفاوت بین دو عدد، مقدار، جزئیات و غیره که باید یکسان باشد


  • تفاوت بین دو چیز که باید یکسان باشد

  • an unexpected difference esp. in two amounts or two sets of facts or conditions, which suggests that something is wrong and has to be explained


    یک تفاوت غیرمنتظره، به ویژه در دو مقدار یا دو مجموعه از واقعیت ها یا شرایط، که نشان می دهد چیزی اشتباه است و باید توضیح داده شود

  • a difference between two figures, results, etc. that are expected to be the same


    تفاوت بین دو رقم، نتایج و غیره که انتظار می رود یکسان باشند

  • Whenever he works out his accounts there are always discrepancies.


    هر زمان که او حساب های خود را انجام می دهد همیشه اختلاف نظر وجود دارد.

  • Truth-telling can help an organization close or eliminate discrepancies between the reality and the perception of its collective performance.


    حقیقت گویی می تواند به سازمان کمک کند تا اختلافات بین واقعیت و درک عملکرد جمعی خود را ببندد یا از بین ببرد.

  • Sound organizational training is designed to remedy a specific performance problem or knowledge discrepancy.


    آموزش صحیح سازمانی برای رفع مشکل عملکردی خاص یا اختلاف دانش طراحی شده است.

  • When the data for census tracts are observed a marked discrepancy can be seen within East Allegheny.


    هنگامی که داده های مربوط به دستگاه های سرشماری مشاهده می شود، یک اختلاف قابل توجه در شرق آلگنی مشاهده می شود.

  • She always refused to discuss the discrepancies in her biography.


    او همیشه از بحث در مورد اختلافات در زندگی نامه خود امتناع می کرد.

  • Marked also was the apparent increase in the discrepancy between revitalising and deprived areas both between and within North Side neighbourhoods.


    همچنین افزایش آشکار اختلاف بین نواحی احیا کننده و مناطق محروم هم بین و هم در داخل همسایگی های سمت شمال قابل توجه بود.

  • Apparently there were discrepancies between police reports taken from the same witnesses at different times.


    ظاهراً بین گزارش‌های پلیس که از شاهدان مشابه در زمان‌های مختلف گرفته شده بود، تناقض وجود داشت.

  • He knew there were discrepancies, messed-up dates.


    او می‌دانست که اختلاف‌هایی وجود دارد، تاریخ‌های به هم ریخته.

example - مثال
  • wide discrepancies in prices quoted for the work


    اختلافات گسترده در قیمت های ذکر شده برای کار

  • What are the reasons for the discrepancy between girls' and boys' performance in school?


    دلایل ناهماهنگی عملکرد دختر و پسر در مدرسه چیست؟

  • There were wide discrepancies in the evidence.


    اختلافات گسترده ای در شواهد وجود داشت.

  • How do you explain the apparent discrepancies between the money and the receipts?


    تفاوت ظاهری پول و دریافتی را چگونه توضیح می دهید؟

  • She failed to notice the discrepancy between the name on the cheque and the name on the driving licence.


    او متوجه مغایرت نام در چک و نام در گواهینامه رانندگی نشد.

  • the glaring discrepancy between the crime and the punishment


    اختلاف فاحش بین جرم و مجازات

  • There is some discrepancy between the two accounts.


    تفاوت هایی بین این دو حساب وجود دارد.

  • The committee is reportedly unhappy about the discrepancy in numbers.


    گزارش شده است که کمیته از اختلاف در اعداد ناراضی است.

  • There were troubling discrepancies between his public and private opinions on how to balance the budget.


    اختلافات نگران کننده ای بین نظرات عمومی و خصوصی او در مورد چگونگی تعادل بودجه وجود داشت.

  • A balance sheet review uncovered discrepancies totalling €30 million.


    بررسی ترازنامه مغایرت هایی را کشف کرد که مجموعاً 30 میلیون یورو بود.

  • Shareholders questioned the discrepancy between pay figures in the trust's annual report and those shown in the accounts.


    سهامداران اختلاف بین ارقام پرداخت در گزارش سالانه تراست و آنچه در حساب ها نشان داده شده است را مورد تردید قرار دادند.

  • Employers will have 90 days to resolve discrepancies in their records.


    کارفرمایان ۹۰ روز فرصت خواهند داشت تا اختلافات موجود در سوابق خود را برطرف کنند.

  • a huge/growing/wide discrepancy


    یک اختلاف بزرگ / رو به رشد / گسترده

  • An official spokesman refused to explain the discrepancy.


    یک سخنگوی رسمی از توضیح این اختلاف امتناع کرد.

synonyms - مترادف
  • inconsistency


    ناسازگاری

  • incongruity


    ناهماهنگی


  • تفاوت


  • تعارض

  • disparity


    نابرابری

  • dissimilarity


    عدم شباهت

  • disagreement


    اختلاف نظر

  • contradiction


    تناقض

  • contradictoriness


    تغییر


  • واگرایی

  • divergence


    واریانس

  • variance


    تضاد

  • contrariety


    عدم تشابه

  • discordance


    انحراف

  • dissimilitude


    عدم توافق

  • dissonance


    ناهمگونی


  • فاصله

  • deviation


    فرق - تمیز - تشخیص

  • disaccord


    متمایز بودن

  • disparateness


    تمایز


  • تنوع


  • نا سازگاری

  • distinctiveness


    عدم تطابق

  • distinctness


    دیگری بودن

  • diverseness


    بی شباهت


  • incompatibility


  • mismatch


  • otherness


  • unlikeness


  • alterity


antonyms - متضاد
  • similarity


    شباهت

  • alikeness


    مشابهت

  • analogousness


    مقایسه

  • analogy


    انجمن


  • مکاتبات

  • correspondence


    یکسانی

  • likeness


    توافق

  • resemblance


    هماهنگی

  • sameness


    ثبات

  • accord


    برابری


  • تشبیه

  • concordance


    یکنواختی

  • concurrence


    معادل سازی

  • consistency


    قرابت

  • harmony


    مطابقت

  • parity


    همبستگی

  • similitude


    موازی

  • congruity


    موازی سازی

  • uniformity


    قابل مقایسه بودن

  • equivalence


    ارتباط

  • affinity


    اتحادیه

  • conformity


    تجانس

  • correlation


    ظاهر

  • parallel


  • parallelism


  • comparability




  • congruence



  • semblance


لغت پیشنهادی

dumper

لغت پیشنهادی

tonight

لغت پیشنهادی

brilliantly