bumf

base info - اطلاعات اولیه

bumf - ناامید کننده

noun - اسم

/bʌmf/

UK :

/bʌmf/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bumf] در گوگل
description - توضیح
  • boring written information that you have to read


    اطلاعات نوشتاری خسته کننده ای که باید بخوانید

  • printed information such as an advertisement or official document that is usually unwanted and not interesting


    اطلاعات چاپی، مانند یک آگهی یا سند رسمی، که معمولاً ناخواسته و جالب نیستند

  • When the registration forms came through she apparently mistook them for election bumf and threw them away.


    وقتی فرم‌های ثبت‌نام رسید، ظاهراً او آن‌ها را به اشتباه انتخاباتی اشتباه گرفت و دور انداخت.

  • A detective chief super should immerse himself in bumf until the last trump sounds and like it.


    یک رئیس کارآگاه فوق‌العاده باید تا زمانی که آخرین برون به صدا در می‌آید، خود را در غوغا کند و از آن خوشش بیاید.

  • He read all the latest intelligence bumf that had come in on the Bombay.


    او تمام آخرین اطلاعاتی که در بمبئی وارد شده بود را خواند.

example - مثال

  • او نامه من را دور انداخت، به این فکر کرد که این فقط یک مزاحم انتخاباتی است.

  • I got a load of bumf from my bank in the post today.


    من امروز در پستی که داشتم از بانکم حجم زیادی پول گرفتم.

synonyms - مترادف
  • papers


    اوراق

  • brochures


    بروشورها

  • forms


    تشکیل می دهد

  • leaflets


    جزوات

  • pamphlets


    اسناد

  • booklets


    برگه های اطلاعات

  • documents


    ورق ها

  • fact sheets


    بولتن ها

  • handouts


    مواد چاپی

  • sheets


    بیانیه های مطبوعاتی

  • bulletins


    تراکت

  • printed matter


    اطلاعیه ها

  • press releases


    ادبیات

  • flyers


    آگهی ها

  • notices


    پروازها


  • عکس های پستی

  • advertisements


    صورت حساب ها

  • fliers


    بخشنامه ها

  • mailshots


  • handbills


  • circulars


antonyms - متضاد
  • ignorance


    جهل

لغت پیشنهادی

bravura

لغت پیشنهادی

blue-chip

لغت پیشنهادی

smeared