masterly

base info - اطلاعات اولیه

masterly - استادانه

adjective - صفت

/ˈmæstərli/

UK :

/ˈmɑːstəli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [masterly] در گوگل
description - توضیح
  • done or made very skilfully


    بسیار ماهرانه انجام شده یا ساخته شده است


  • فوق العاده خوب انجام شد

  • The Council was funded by central and local government its statements were often masterly.


    بودجه شورا توسط دولت مرکزی و محلی تأمین می شد، اظهارات آن اغلب استادانه بود.

  • He handled the many questions in masterly fashion particularly the probing questions from Cocello.


    او بسیاری از سؤالات را به شیوه ای استادانه حل کرد، به ویژه سؤالات کاوشگر کوچلو.

  • McGinniss writes in a masterly fashion.


    مک گینیس به شیوه ای استادانه می نویسد.

  • There was, it seemed, nothing more that they could do here in the face of this masterly inactivity.


    به نظر می‌رسید، در مقابل این بی‌تحرکی استادانه، کار دیگری نمی‌توانستند اینجا انجام دهند.

  • A masterly set bringing years of rocking experience to a daring range of tunes.


    مجموعه‌ای استادانه که سال‌ها تجربه تکان دادن را به طیفی از آهنگ‌های جسورانه می‌آورد.

  • It is a short step from here to the dramatic parallelism associated with a masterly speech maker.


    گامی کوتاه از اینجا تا موازی سازی دراماتیک مرتبط با یک سخنور استادانه است.

  • The Schumann Fantasia in C is a masterly work written in homage to Beethoven.


    فانتزی شومان در سی اثری استادانه است که در ادای احترام به بتهوون نوشته شده است.

example - مثال
  • a masterly performance


    یک اجرای استادانه

  • Her handling of the situation was masterly.


    مدیریت او با موقعیت استادانه بود.

  • She gave a masterly performance as Kate in The Taming of the Shrew.


    او در نقش کیت در فیلم «رام کردن مرد زیرک» بازی استادانه ای ارائه کرد.

synonyms - مترادف

  • کارشناس

  • skilled


    ماهر

  • masterful


    استادانه

  • adept


    کامل

  • consummate


    ترک


  • عالی


  • انگلستان ماهر

  • skilfulUK


    انجام شده است

  • accomplished


    چیره دست

  • adroit


    باهوش

  • clever


    ماهر ایالات متحده

  • dexterousUS


    خوب

  • deft


    درجه یک


  • skillfulUS

  • first-rate


    آس

  • skillfulUS


    تمام شده

  • ace


    با استعداد

  • finished


    جلا داده شده


  • تمرین کرد

  • polished


    در انگلستان تمرین کرد

  • practicedUS


    برتر

  • practisedUK


    دارای ذوق هنری

  • superb


    هنرمندانه

  • superior


    براوورا

  • superlative


    درخشان

  • supreme


  • talented


  • virtuoso


  • artful


  • bravura



antonyms - متضاد
  • amateur


    آماتور

  • amateurish


    آماتوری

  • unprofessional


    غیر حرفه ای

  • unskillful


    بی مهارت

  • artless


    بی هنر

  • incompetent


    بی عرضه

  • inexperienced


    بی تجربه

  • inexpert


    بی خبره

  • jackleg


    سرگرد

  • rude


    بی ادب

  • unseasoned


    بی چاشنی

  • unskilled


    غیر ماهر

  • inept


    بی منطق

  • bad


    بد

  • ignorant


    نادان

  • inferior


    پست تر


  • فقیر

  • second-rate


    درجه دوم

  • incapable


    ناتوان

  • unfit


    نامناسب

  • inadequate


    ناکافی

  • useless


    بلا استفاده

  • unqualified


    فاقد صلاحیت

  • ineffectual


    بی تاثیر

  • unskilful


    ناشیانه

  • ineffective


    بی اثر

  • bungling


    درهم ریختن

  • unfitted


    غیر استاندارد

  • substandard


    دست و پا چلفتی

  • clumsy


    تأسفبار - رقت انگیز

  • pathetic


لغت پیشنهادی

biome

لغت پیشنهادی

black

لغت پیشنهادی

autodidact