precluded

base info - اطلاعات اولیه

precluded - مانع شده است

N/A - N/A

prəˈkluːd

UK :

prɪˈkluːd

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precluded] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
synonyms - مترادف
  • unentitled


    بدون عنوان

  • disentitled


    بی هویت

  • disqualified


    رد صلاحیت شد

  • banned


    ممنوع شد

  • barred


    مسدود

  • disallowed


    غیر مجاز

  • excluded


    مستثنی شده است

  • debarred


    منع شده است

  • disbarred


    منحل شد

  • ineligible


    نامناسب

  • prohibited


    ممنوع است

  • unqualified


    فاقد صلاحیت

  • ruled out


    منتفی شد


  • خارج از اجرا

  • not qualified


    صلاحیت دار نیست

  • eliminated


    حذف شده است

  • legally disqualified


    رد صلاحیت قانونی

  • out


    بیرون

  • expelled


    اخراج کرد

  • dismissed


    رد

  • discarded


    دور انداخته شد

  • forbidden


    ممنوع

  • outlawed


    غیرقانونی

  • proscribed


    ممنوع شده است

  • taboo


    تابو

  • dropped


    کاهش یافته است

  • interdicted


    پر حرف

  • verboten


    رانده شده

  • impermissible


  • tabu


  • driven out


antonyms - متضاد
  • entitled


    تحت عنوان

  • eligible


    واجد شرایط

  • allowed


    مجاز

  • qualified


    مناسب

  • suitable


    کافی است


  • مجاز انگلستان


  • مجاز ایالات متحده

  • fit


    شایسته

  • authorisedUK


    احتمال دارد

  • authorizedUS


    ارجح است

  • worthy


    مجاز است


  • دارای مجوز ایالات متحده

  • preferable


    دارای مجوز انگلستان

  • permitted


  • suited


  • licensedUS


  • licencedUK


لغت پیشنهادی

anglicize

لغت پیشنهادی

awe

لغت پیشنهادی

ASIS