precluded
precluded - مانع شده است
N/A - N/A
UK :
US :
قرارداد او مانع از آن می شود که در مورد کار خود با افراد خارج از شرکت صحبت کند.
The fact that your application was not successful this time does not preclude the possibility of you applying again next time.
این واقعیت که درخواست شما این بار موفقیت آمیز نبود، مانع از این نمی شود که دفعه بعد دوباره درخواست دهید.
unentitled
بدون عنوان
disentitled
بی هویت
disqualified
رد صلاحیت شد
banned
ممنوع شد
barred
مسدود
disallowed
غیر مجاز
excluded
مستثنی شده است
debarred
منع شده است
disbarred
منحل شد
ineligible
نامناسب
prohibited
ممنوع است
unqualified
فاقد صلاحیت
ruled out
منتفی شد
خارج از اجرا
not qualified
صلاحیت دار نیست
eliminated
حذف شده است
legally disqualified
رد صلاحیت قانونی
بیرون
expelled
اخراج کرد
dismissed
رد
discarded
دور انداخته شد
forbidden
ممنوع
outlawed
غیرقانونی
proscribed
ممنوع شده است
taboo
تابو
dropped
کاهش یافته است
interdicted
پر حرف
verboten
رانده شده
impermissible
tabu
driven out
entitled
تحت عنوان
eligible
واجد شرایط
allowed
مجاز
qualified
مناسب
suitable
کافی است
مجاز انگلستان
مجاز ایالات متحده
شایسته
authorisedUK
احتمال دارد
authorizedUS
ارجح است
worthy
مجاز است
دارای مجوز ایالات متحده
preferable
دارای مجوز انگلستان
permitted
suited
licensedUS
licencedUK
