snail

base info - اطلاعات اولیه

snail - حلزون

noun - اسم

/sneɪl/

UK :

/sneɪl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snail] در گوگل
description - توضیح

  • یک موجود نرم کوچک که بسیار آهسته حرکت می کند و پوسته ای سخت در پشت خود دارد


  • موجودی کوچک با بدنی نرم و مرطوب و پوسته‌ای گرد که بسیار آهسته حرکت می‌کند و اغلب از گیاهان باغچه می‌خورد.


  • حیوان کوچکی که صدفی دارد و بسیار آهسته حرکت می کند

  • Making a shell is costly for a snail.


    ساختن صدف برای حلزون هزینه بر است.

  • If insects, worms and snails could scream would you still light that bonfire?


    اگر حشرات، کرم ها و حلزون ها می توانستند فریاد بزنند، آیا باز هم آن آتش را روشن می کردید؟

  • At different points along a trail the child sees snails-different snails each time.


    در نقاط مختلف در طول مسیر، کودک حلزون ها را می بیند - حلزون های مختلف هر بار.

  • Some of these such as most small snails and limpets, are quite harmless.


    برخی از اینها، مانند اکثر حلزون های کوچک و لنگ، کاملا بی ضرر هستند.


  • متأسفانه حلزون در سراسر جزیره پخش شد و باعث تخریب گسترده محصولات شد.

  • The snails had vanished, but now some one seemingly had traced a picture of a butterfly in the dirt.


    حلزون ها ناپدید شده بودند، اما حالا ظاهراً یکی تصویر یک پروانه را در خاک ردیابی کرده بود.

example - مثال
  • the war with the slugs and snails in my garden


    جنگ با راب ها و حلزون های باغ من

  • Traffic had slowed to a snail’s pace.


    ترافیک به سرعت یک حلزون کاهش یافته بود.

synonyms - مترادف
  • dawdler


    پاجوش

  • slowpoke


    کند زدن

  • laggard


    عقب مانده

  • lingerer


    معطل

  • dallier


    دلیر

  • loiterer


    سرگردان

  • dragger


    کشنده

  • straggler


    خزنده

  • crawler


    شکننده

  • plodder


    عقب افتادن

  • lagger


    بیکار

  • idler


    تعویق انداز

  • procrastinator


    لوفر

  • loafer


    آهسته کوچ

  • slowcoach


    صندلی

  • lounger


    دیلی دالیر

  • dilly-dallier


    استارت آهسته

  • slow starter


    تاخیر

  • lag


    بهم زدن

  • poke


    تاریر

  • tarrier


    حلزون حرکت کردن

  • slug


    تنبل

  • sluggard


    کشنده پا

  • foot-dragger


    لاک پشت

  • tortoise


    تنبل ها

  • lazybones


    طرح بندی

  • layabout


    هیچ کاری نکن

  • slogger


    کالسکه

  • do-nothing


  • wanderer


  • stroller


antonyms - متضاد
  • speedster


    اسپیدستر


  • رهبر

لغت پیشنهادی

unanimity

لغت پیشنهادی

bolt

لغت پیشنهادی

foresee