snail
snail - حلزون
noun - اسم
UK :
US :
یک موجود نرم کوچک که بسیار آهسته حرکت می کند و پوسته ای سخت در پشت خود دارد
a small creature with a soft wet body and a round shell that moves very slowly and often eats garden plants
موجودی کوچک با بدنی نرم و مرطوب و پوستهای گرد که بسیار آهسته حرکت میکند و اغلب از گیاهان باغچه میخورد.
حیوان کوچکی که صدفی دارد و بسیار آهسته حرکت می کند
ساختن صدف برای حلزون هزینه بر است.
اگر حشرات، کرم ها و حلزون ها می توانستند فریاد بزنند، آیا باز هم آن آتش را روشن می کردید؟
در نقاط مختلف در طول مسیر، کودک حلزون ها را می بیند - حلزون های مختلف هر بار.
برخی از اینها، مانند اکثر حلزون های کوچک و لنگ، کاملا بی ضرر هستند.
Unfortunately the snail spread across the island and caused widespread destruction to crops.
متأسفانه حلزون در سراسر جزیره پخش شد و باعث تخریب گسترده محصولات شد.
The snails had vanished, but now some one seemingly had traced a picture of a butterfly in the dirt.
حلزون ها ناپدید شده بودند، اما حالا ظاهراً یکی تصویر یک پروانه را در خاک ردیابی کرده بود.
dawdler
پاجوش
slowpoke
کند زدن
laggard
عقب مانده
lingerer
معطل
dallier
دلیر
loiterer
سرگردان
dragger
کشنده
straggler
خزنده
crawler
شکننده
plodder
عقب افتادن
lagger
بیکار
idler
تعویق انداز
procrastinator
لوفر
loafer
آهسته کوچ
slowcoach
صندلی
lounger
دیلی دالیر
dilly-dallier
استارت آهسته
slow starter
تاخیر
lag
بهم زدن
poke
تاریر
tarrier
حلزون حرکت کردن
slug
تنبل
sluggard
کشنده پا
foot-dragger
لاک پشت
tortoise
تنبل ها
lazybones
طرح بندی
layabout
هیچ کاری نکن
slogger
کالسکه
do-nothing
wanderer
stroller
speedster
اسپیدستر
رهبر
