scream
scream - فریاد زدن
verb - فعل
UK :
US :
با صدای خود یک صدای بلند بلند ایجاد کنید زیرا آسیب دیده اید، ترسیده اید، هیجان زده هستید و غیره
به دلیل عصبانیت یا ترسیدن چیزی را با صدای بسیار بلند فریاد بزنید
برای ایجاد صدای بسیار بلند بالا
صدای بلند بلندی که با صدای خود تولید می کنید زیرا آسیب دیده اید، ترسیده اید، هیجان زده هستید و غیره
صدای بسیار بلند بالا
to cry or say something loudly and usually on a high note especially because of strong emotions such as fear excitement, or anger
گریه کردن یا گفتن چیزی با صدای بلند و معمولاً با صدای بلند، به ویژه به دلیل احساسات قوی مانند ترس، هیجان یا عصبانیت
اگر وسیله نقلیه ای فریاد بزند، خیلی سریع حرکت می کند و صدای بلند بلندی ایجاد می کند
برای ایجاد صدای بلند و بلند
اگر کلمه یا تصویری فریاد بزند (بیرون)، توجه آن را جلب می کند زیرا بسیار بزرگ است یا به راحتی قابل توجه است
صدای بلند و بلندی که در هنگام ترس، هیجان یا عصبانیت ایجاد می کنید
شخص، چیز یا موقعیتی که بسیار خنده دار است
to cry or say something loudly and usually on a high note esp. because of strong emotions such as fear excitement, or anger
گریه کردن یا گفتن چیزی با صدای بلند و معمولاً با صدای بلند، به ویژه. به دلیل احساسات قوی مانند ترس، هیجان یا خشم
صدای بلند بلندی که وقتی ترسیده، هیجان زده یا عصبانی هستید، می دهید
عامیانه جیغ به کسی یا چیزی گفته می شود که بسیار سرگرم کننده است
گمشو! او جیغ زد
ماشین پلیس با صدای جیغ آژیرش به گوشه ای رسید.
صدای بلندی بلند شد و مردم شروع به جیغ کشیدن کردند.
کمکم کنید! او جیغ زد.
وقتی کوین را دید، کیف را انداخت و جیغ کشید.
``Get out!'' she screamed.
او فریاد زد: برو بیرون!
همه وحشت کردند و مردم شروع به فریاد کشیدن کردند.
یکی فریاد زد، صدای شدیدی که باعث شد جوش های غاز در او ایجاد شود.
ماریا می خواست سر شوهرش فریاد بزند.
سامی سرم فریاد زد که برگردم.
بگذارید مدتی فریاد بزند.
پسرک فریاد زد و کمک خواست.
برادرانشان با فریاد از میدان جنگ فرار کرده بودند.
آدام در تلاش برای جذب درد، با صدای بلند و خشن فریاد زد.
او فریادهای فحاشی می زد، آنقدر بلند که فقط با صدای آنها من را تا نیمه بترساند.
آنها دقیقا همان کاری را انجام می دهند که فریاد می زنند دیگران با آنها انجام می دهند.
And yet I would marvel as he accepted police escorts to whisk him past screaming teenyboppers to court at Wimbledon.
و با این حال، من شگفت زده می شوم که او اسکورت پلیس را می پذیرد تا او را از کنار نوجوانان فریاد زده به دادگاه ویمبلدون ببرد.
صدای بلندی بلند شد و صدای جیغ یکی را شنیدم.
می خواستم با جیغ از اتاق فرار کنم.
بچه ها از هیجان جیغ می زدند.
I screamed in pain.
از درد جیغ زدم.
مرد از شدت ناراحتی فریاد زد و به زمین افتاد.
صدای جیغ چند نفر از بچه ها از خنده را شنید.
مردم به سمت در خروجی ها دویدند و از وحشت فریاد می زدند.
پسر در حالی که احساس کرد دست مردی بازویش را گرفته فریاد زد.
بچه با صدای خشن جیغ می زد.
screaming fans
طرفداران جیغ
‘Help!’ she screamed.
او فریاد زد: کمک!
'گمشو!' با صدای بلند جیغ زدم (= تا جایی که ممکن بود).
یک نفر فریاد می زد کمک می خواست.
او به من فریاد زد که بس کنم.
همه شروع کردند به جیغ زدن سر هم.
شروع کرد به جیغ زدن و فریاد زدن سرم.
او به طرز هیستریکی بر سر من فریاد زد.
او فریاد توهین به او زد.
او فریاد زد توهین به او.
شروع کردم به کوبیدن در و با فریاد زدن ریه هایم (= تا جایی که ممکن است بلند و بلند).
سرش را فریاد زد (= بسیار بلند و با عصبانیت فریاد زد) بر من.
خواهرش فریاد زد که او دیوانه است.
Lights flashed and sirens screamed.
چراغ ها چشمک زدند و آژیرها فریاد زدند.
قایق موتوری فریاد زد به سمت دریا.
رئیس جمهور باید با لگد و فریاد به مراسم امضای قرارداد کشیده می شد.
ناامیدی او را تکان داد و در تاریکی بی صدا فریاد زد.
آنقدر حوصله ام سر رفته بود که دلم می خواست جیغ بزنم.
مردم حیرت زده بودند و از درد فریاد می زدند.
مردم جیغ می زدند و فریاد می زدند، از حال می رفتند، غش می کردند.
فریاد نکش و گوش کن!
‘Run!’ he shouted.
فریاد زد: فرار کن!
screech
جیغ
shriek
گریه کن
فریاد زدن
گریه کردن
howl
زوزه کشیدن
wail
ناله
squeal
جیغ زدن
yelp
فریاد
غرغر کردن
squawk
زیر
bawl
یاوپ
bellow
caterwaul
holler
شوریدن
yawp
وای
caterwaul
خلیج
outcry
زنگ زدن
squall
clamorUS
whoop
clamourUK
bay
غرش
blare
تیز
فریاد بلند
clamorUS
زوزه
clamourUK
داغ کردن
roar
پارس سگ
shrill
صدا زدن
high-pitched shout
تشویق کردن
yowl
hoot
bark
vociferation
cheer