spherical

base info - اطلاعات اولیه

spherical - کروی

adjective - صفت

/ˈsfɪrɪkl/

UK :

/ˈsferɪkl/

US :

family - خانواده
sphere
کره
google image
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [spherical] در گوگل
description - توضیح
  • having the shape of a sphere


    داشتن شکل یک کره


  • گرد، مانند یک توپ

  • The earth is not quite spherical, because it is slightly flat at the poles.


    زمین کاملاً کروی نیست، زیرا در قطب ها کمی صاف است.

  • In practice natural sediments are rarely composed of spherical grains, and most contain assemblages of many shapes.


    در عمل رسوبات طبیعی به ندرت از دانه های کروی تشکیل شده اند و اکثراً دارای مجموعه هایی با اشکال مختلف هستند.

  • Edam cheeses are small and spherical in shape.


    پنیرهای ادام کوچک و کروی شکل هستند.

  • The spherical pressure hull formed the head of a flimsy, arrow-shaped structure more than a hundred yards long.


    بدنه فشار کروی شکل، سر یک ساختار شلوغ و پیکانی شکل را به طول بیش از صد یارد تشکیل می داد.

  • It was probably coincidence that Amy was taken with spherical shapes at this time.


    احتمالاً تصادفی بود که امی در این زمان با اشکال کروی گرفته شد.

  • The cylinder is therefore called intrinsically flat although not planar, and the spherical surface is intrinsically curved.


    بنابراین استوانه به طور ذاتی مسطح نامیده می شود، اگرچه مسطح نیست، و سطح کروی به طور ذاتی منحنی است.

  • How did these rings fit into a spherical universe?


    چگونه این حلقه ها در یک جهان کروی قرار گرفتند؟

example - مثال
  • The earth is not perfectly spherical.


    زمین کاملاً کروی نیست.

synonyms - مترادف
  • globular


    کروی

  • orbicular


    دایره ای

  • bulbous


    پیازدار

  • spheroid


    گرد شده

  • spheroidal


    گرد

  • spheric


    مداری

  • rounded


    منحنی


  • دیسکی

  • globose


    کره ای

  • orblike


    سیکلوئیدی

  • circular


    جهانی

  • curved


    گلوبوئید

  • curvilinear


    محدب

  • discoid


    کره ای شکل

  • globate


    گوی شکل

  • cycloidal


    توپی شکل


  • گوی مانند

  • globoid


    کروی شکل

  • orbiculate


    لامپ شکل

  • rotund


    بالن مانند

  • convex


    حلقوی

  • discoidal


    تعظیم کرد

  • globe-shaped


  • orb-shaped


  • ball-shaped


  • orb-like


  • sphere-shaped


  • bulb-shaped


  • balloon-like


  • annular


  • bowed


antonyms - متضاد
  • nonspherical


    غیر کروی


  • تخت

  • unrounded


    بدون گرد

  • unround


    غیر گرد

  • nonround


لغت پیشنهادی

annually

لغت پیشنهادی

thermostat

لغت پیشنهادی

garrison