visas

base info - اطلاعات اولیه

visas - ویزا

N/A - N/A

ˈviː.zə

UK :

ˈviː.zə

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [visas] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • We travelled to Argentina on a tourist visa.


    با ویزای توریستی به آرژانتین سفر کردیم.

  • an entry/exit visa


    ویزای ورود/خروج

  • I've applied for an extension to my visa.


    من برای تمدید ویزای خود درخواست داده ام.

  • an entry visa


    ویزای ورود

synonyms - مترادف
  • passes


    عبور می کند

  • endorsement


    تایید

  • passports


    گذرنامه ها

  • permits


    اجازه می دهد

  • warrants


    ضمانت نامه

  • authorizationUS


    مجوز ایالات متحده

  • licence


    مجوز


  • بلیط ها

  • tickets


    پاسورهای آزاد

  • laissez-passers


    رفتارهای ایمن

  • safe-conducts


    اسناد سفر

  • travel documents


    شناسه

  • ID


    پذیرش


  • رفتار ایمن


  • اجازه


  • شناسه.

  • I.D.


    کارتهای شناسایی

  • identity cards


    گرین کارت ها

  • green cards


    چیت ها

  • chits


    مرخصی

  • furlough


    کوپن ها

  • coupons


    سفارش


  • مستندات

  • documentation


    چک ها

  • checks


    سواری رایگان

  • free rides


    مقوا

  • pasteboard


    کاغذ


  • ترخیص کالا از گمرک

  • clearance


    اگزات می کند

  • exeats


    معابر

  • passages


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

trolleys

لغت پیشنهادی

patent

لغت پیشنهادی

samples