alienating

base info - اطلاعات اولیه

alienating - بیگانگی

N/A - N/A

ˈeɪ.li.ə.neɪt

UK :

ˈeɪ.li.ə.neɪt

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [alienating] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • All these changes to the newspaper have alienated its traditional readers.


    همه این تغییرات در روزنامه خوانندگان سنتی آن را بیگانه کرده است.

  • Disagreements can alienate teenagers from their families.


    اختلاف نظرها می تواند نوجوانان را از خانواده دور کند.

synonyms - مترادف
  • estranging


    بیگانه شدن

  • distancing


    فاصله گرفتن

  • isolating


    منزوی کردن

  • detaching


    جدا کردن

  • disuniting


    متلاشی کردن

  • dividing


    تقسيم كردن

  • divorcing


    طلاق دادن

  • parting


    فراق

  • separating


    بیگانگی

  • aliening


    ناراضی کننده

  • disaffecting


    ناراضی

  • disgruntling


    قطع کردن

  • severing


    ترش کردن

  • souring


    رویگردانی

  • turning away


    رانندگی جدا

  • driving apart


    تنظیم در برابر


  • متخاصم انگلستان


  • دشمنی با آمریکا

  • antagonisingUK


    از شیر گرفتن

  • antagonizingUS


    تنظیم در تضاد

  • cutting off


    کاشت اختلاف

  • weaning


    جدا شدن


  • بین

  • sowing dissension


    جدا نگه داشتن

  • breaking off


    دشمنی کردن

  • coming between


    بی تفاوت ساختن

  • keeping apart


    غیر دوستانه کردن

  • making hostile


    دور زدن

  • making indifferent


  • making unfriendly


  • pushing away


antonyms - متضاد
  • combinative


    ترکیبی

  • unifying


    متحد کننده

لغت پیشنهادی

escaped

لغت پیشنهادی

Armageddon

لغت پیشنهادی

thai