alienating
alienating - بیگانگی
N/A - N/A
UK :
US :
فاعل فاعل از بیگانه کردن
باعث می شود که شخص یا گروهی از افراد از حمایت و موافقت با شما دست بردارند
تا کسی احساس کند که متفاوت است و عضوی از یک گروه نیست
estranging
بیگانه شدن
distancing
فاصله گرفتن
isolating
منزوی کردن
detaching
جدا کردن
disuniting
متلاشی کردن
dividing
تقسيم كردن
divorcing
طلاق دادن
parting
فراق
separating
بیگانگی
aliening
ناراضی کننده
disaffecting
ناراضی
disgruntling
قطع کردن
severing
ترش کردن
souring
رویگردانی
turning away
رانندگی جدا
driving apart
تنظیم در برابر
متخاصم انگلستان
دشمنی با آمریکا
antagonisingUK
از شیر گرفتن
antagonizingUS
تنظیم در تضاد
cutting off
کاشت اختلاف
weaning
جدا شدن
بین
sowing dissension
جدا نگه داشتن
breaking off
دشمنی کردن
coming between
بی تفاوت ساختن
keeping apart
غیر دوستانه کردن
making hostile
دور زدن
making indifferent
making unfriendly
pushing away
combinative
ترکیبی
unifying
متحد کننده