tartan
tartan - تارتان
noun - اسم
UK :
US :
a traditional Scottish pattern of coloured squares and crossed lines, or cloth, especially wool cloth, with this pattern
یک الگوی سنتی اسکاتلندی از مربع های رنگی و خطوط متقاطع، یا پارچه، به خصوص پارچه پشمی، با این الگو
a pattern of different coloured straight lines crossing each other at 90 degree angles, or a cloth with this pattern
طرحی از خطوط مستقیم رنگی مختلف که با زاویه 90 درجه از یکدیگر عبور می کنند یا پارچه ای با این طرح
a cloth woven in a pattern of different colored straight strips crossing each other at 90 angles, or the pattern itself; plaid
پارچه ای بافته شده در الگوی نوارهای مستقیم رنگی مختلف که در 90 زاویه از یکدیگر عبور می کنند، یا خود الگو. چهارخانه
Monarch of the Glen 100% فلانل تارتان است.
Clans, kilts, and tartans were explained.
قبیله ها، کیلت ها و تارتان ها توضیح داده شد.
Using different colours can change the scale and shape of things and tartan is a natural progression from this.
استفاده از رنگ های مختلف می تواند مقیاس و شکل اشیا را تغییر دهد و تارتان یک پیشرفت طبیعی از این امر است.
او را دیدم که با لباس سبز تارتان نشسته بود.
Their townsfolk sneered at the Maclean chiefs' rawhide brogans and bare knees, kilted tartans and dyed linens.
مردم شهرشان به پوست خام و زانوهای برهنه سران مکلین، تارتانهای کیسهدار و کتانیهای رنگزده سران مکلین تمسخر میکردند.
و در حالی که ما در آن هستیم، چند تارتان وجود دارد؟
من ژاکت چهارخانه تارتان قرمزم را پوشیده بودم، کتی که فقط آخر هفته ها می پوشم.
وزش ناگهانی تارتان پر زرق و برق او را بلند کرد تا همه ببینند ... یک جفت شورت آبی.
plain
جلگه