algae

base info - اطلاعات اولیه

algae - جلبک ها

noun - اسم

/ˈældʒiː/

UK :

/ˈældʒiː/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [algae] در گوگل
description - توضیح
  • a very simple plant without stems or leaves that grows in or near water


    گیاهی بسیار ساده بدون ساقه یا برگ که در آب یا نزدیک آن می روید


  • گیاهان بسیار ساده معمولاً کوچک که در آب یا نزدیک آن رشد می کنند و برگ یا ریشه معمولی ندارند

  • Current cryptogamic research areas include: diatoms, algae, fungi, lichens, bryophytes and ferns.


    حوزه‌های تحقیقاتی کریپتوگامیک کنونی عبارتند از: دیاتوم‌ها، جلبک‌ها، قارچ‌ها، گلسنگ‌ها، بریوفیت‌ها و سرخس‌ها.

  • Specific ways of checking individual groups of algae are discussed below.


    روش های خاص بررسی گروه های جداگانه جلبک ها در زیر مورد بحث قرار می گیرد.

  • There are changes in the number and species of protozoans, algae, and bacteria.


    تغییراتی در تعداد و گونه های تک یاخته ها، جلبک ها و باکتری ها وجود دارد.

  • Yves Rocher Dynamic Corp Bio-Vegetal range includes gel, tonics and creams all with a high proportion of sea algae.


    محدوده Yves Rocher Dynamic Corp Bio-Vegetal شامل ژل، تونیک ها و کرم ها است که همگی دارای نسبت بالایی از جلبک های دریایی هستند.

  • So the algae hang on as debilitating parasites rather than evolving towards benign cooperation.


    بنابراین جلبک‌ها به‌عنوان انگل‌های ناتوان‌کننده باقی می‌مانند تا اینکه به سمت همکاری خوش‌خیم تکامل یابند.

  • White fluorescent light increases the rate of growth of this plant while apparently not encouraging unwanted algae formation.


    نور فلورسنت سفید سرعت رشد این گیاه را افزایش می دهد در حالی که ظاهراً تشکیل جلبک های ناخواسته را تشویق نمی کند.

  • There was algae and seaweed growing on the top layer of bamboos, which was certainly not there before.


    روی لایه بالایی بامبوها جلبک و جلبک دریایی رشد می کرد که مطمئناً قبلاً وجود نداشت.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • seaweed


    جلبک دریایی

  • dulse


    غمگین

  • kelp


    کلپ

  • scum


    تفاله

antonyms - متضاد
  • cleanliness


    پاکیزگی

لغت پیشنهادی

destabilize

لغت پیشنهادی

consortium

لغت پیشنهادی

epidemics