alongside

base info - اطلاعات اولیه

alongside - در کنار

adverb - قید

/əˌlɔːŋˈsaɪd/

UK :

/əˌlɒŋˈsaɪd/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [alongside] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Nick caught up with me and rode alongside.


    نیک به من رسید و در کنارم سوار شد.

  • A car pulled up alongside (ours).


    ماشینی در کنار (خودمان) ایستاد.

  • The new pill will be used alongside existing medicines.


    قرص جدید در کنار داروهای موجود استفاده خواهد شد.

  • Most of the staff refused to work alongside the new team.


    اکثر کارکنان از کار در کنار تیم جدید خودداری کردند.

  • The UK fought alongside France, Turkey, and Sardinia during the Crimean War.


    بریتانیا در طول جنگ کریمه در کنار فرانسه، ترکیه و ساردینیا جنگید.

  • They put out cookies alongside the cake.


    کوکی ها را کنار کیک گذاشتند.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

  • دور

لغت پیشنهادی

waxing

لغت پیشنهادی

oratory

لغت پیشنهادی

stroller