authentication

base info - اطلاعات اولیه

authentication - احراز هویت

noun - اسم

/ɔːˌθentɪˈkeɪʃn/

UK :

/ɔːˌθentɪˈkeɪʃn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [authentication] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • When buying jewellery, make sure you get a certificate of authentication.


    هنگام خرید جواهرات، مطمئن شوید که گواهی احراز هویت دریافت کرده اید.

  • User authentication is often performed with passwords.


    احراز هویت کاربر اغلب با رمز عبور انجام می شود.

  • password/biometric authentication


    رمز عبور / احراز هویت بیومتریک

  • A technique for identifying the age of wood can be used for authentication of violins.


    برای احراز هویت ویولن می توان از تکنیکی برای تشخیص سن چوب استفاده کرد.

synonyms - مترادف
  • certification


    صدور گواهینامه

  • endorsement


    تایید

  • verification


    تصدیق

  • attestation


    تائیدیه

  • confirmation


    شواهد و مدارک

  • corroboration


    اثبات


  • وصیت نامه


  • گواهی

  • substantiation


    شهادت

  • testament


    اعتبار سنجی

  • testimonial


    مستندات


  • شاهد

  • validation


    کوپن

  • documentation


    تظاهرات


  • تصویب

  • voucher


    حکم

  • affirmation


    حمایت کردن


  • مجوز ایالات متحده

  • ratification


    تحریم

  • warrant


    مجوز


  • اعتبارسنجی

  • authorizationUS


    مجوز انگلستان


  • اجازه

  • licence


    استقرار


  • نشانه

  • accreditation


    زمینه

  • authorisationUK





  • grounds


antonyms - متضاد
  • disproof


    رد کردن

  • denial


    انکار

  • disagreement


    اختلاف نظر

  • disapproval


    رد

  • dissension


    اختلاف

  • invalidation


    باطل شدن


  • مخالفت

  • refusal


    امتناع

  • rejection


    طرد شدن

  • veto


    وتو

  • contradiction


    تناقض

  • prohibition


    ممنوعیت

  • disfavourUK


    نارضایتی انگلستان

  • censure


    انتقاد

  • disfavorUS


    نارضایتی آمریکا

  • disavowal


    خالی

  • repudiation


    لغو انگلستان

  • void


    لغو ایالات متحده

  • cancellationUK


    لغو

  • cancelationUS


    تخریب

  • annulment


    رخنه


  • زنگ تفريح

  • breach



لغت پیشنهادی

moot

لغت پیشنهادی

booby

لغت پیشنهادی

wise