authoring

base info - اطلاعات اولیه

authoring - تالیف

noun - اسم

/ˈɔːθərɪŋ/

UK :

/ˈɔːθərɪŋ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [authoring] در گوگل
description - توضیح
  • the activity of writing and designing websites


    فعالیت نوشتن و طراحی وب سایت

  • the process of making multimedia products using special software without needing to use programming language


    فرآیند ساخت محصولات چند رسانه ای با استفاده از نرم افزارهای خاص، بدون نیاز به استفاده از زبان برنامه نویسی

  • the design and production of computer programs and websites, using special software


    طراحی و تولید برنامه های کامپیوتری و وب سایت با استفاده از نرم افزارهای خاص

  • the design and production of websites, computer games, videos, etc., using special software


    طراحی و تولید وب سایت، بازی های رایانه ای، ویدئو و ... با استفاده از نرم افزارهای خاص

  • It is unlikely that such richness can be achieved in large hyper-bases where automated authoring is likely to prevail.


    بعید است که بتوان چنین غنای را در پایگاه‌های بیش از حد بزرگ که احتمالاً تالیف خودکار غالب است به دست آورد.

  • Software and cards together provide a complete authoring and delivery environment of unrivalled power.


    نرم‌افزار و کارت‌ها با هم یک محیط کامل تالیف و تحویل با قدرت بی‌رقیب را فراهم می‌کنند.

example - مثال
  • authoring tools/software


    ابزار/نرم افزار تالیف

  • web authoring


    تالیف وب

  • I took a course in web authoring.


    من دوره نویسندگی وب را گذراندم.

  • authoring packages/software/tools


    بسته ها/نرم افزار/ابزارهای تالیف

synonyms - مترادف

  • نوشتن

  • composing


    آهنگسازی

  • penning


    قلم زدن

  • scribbling


    خط خطی کردن

  • scribing


    اسکریپت نویسی

  • scripting


    ضبط کردن


  • خاراندن

  • scratching out


    تدوین

  • drafting


    inditing

  • inditing


    شبح نویسی

  • ghostwriting


    تنظیم کردن


  • پایین انداختن


  • گذاشتن روی کاغذ

  • putting down


    خراشیدن

  • putting in writing


    یادداشت برداری

  • putting down on paper


    فرمول بندی

  • scrawling


    رونویسی

  • noting


    مستندسازی

  • inscribing


    pencilingUS

  • formulating


    pencillingUK

  • jotting


    جذاب

  • transcribing


    خودنویسی

  • documenting


    ثبت نام

  • pencilingUS


    نویسندگی مشترک

  • pencillingUK


    یادداشت کردن

  • engrossing


  • autographing


  • enrolling


  • coauthoring


  • cowriting


  • jotting down


antonyms - متضاد
  • ruination


    تباهی

  • ruin


    خراب کردن

  • wrecking


    ویران کردن


  • خسارت

لغت پیشنهادی

bursary

لغت پیشنهادی

breathed

لغت پیشنهادی

apprise