backache

base info - اطلاعات اولیه

backache - كمر درد

noun - اسم

/ˈbækeɪk/

UK :

/ˈbækeɪk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [backache] در گوگل
description - توضیح

  • درد در پشت شما


  • لیز هرست از قبل همه چیز را در مورد کمردرد می داند.

  • Liz Hurst knows all about backache already.


    بعد از چند روز کمردرد در ناحیه کمر به حدی شدید که به سختی می‌توانستم حرکت کنم شروع به ایجاد کمردرد کردم.

  • After a few days I started to develop backache in the lumbar region so acute that I could hardly move.


    اما جنبه دنیوی خود را دارد، مانند کمردرد و مچ پاهای متورم.

  • But it has its mundane side like backache and swollen ankles.


    بدون بیماری صبحگاهی، بدون کمردرد، بدون هوس مبهم.

  • No morning sickness, no backache, no obscure cravings.


    همانطور که پدرم ماجرا را به یاد می آورد، کمردرد خیلی زود تغییر کرد.

  • As my father remembers the story the backache soon took a bad turn.


    بعد از یک یا دو ماه کمردرد کم شد و من را دچار سیاتیک کرد.

  • After a month or two the backache had eased, leaving me with sciatica.


    عفونت در این گره ها ممکن است منجر به کمردرد شود.

  • Infection in these nodes may lead to backache.


    متأسفانه، این مورد در مورد میلیون‌ها نفری که کمردردشان حتی پس از یک رانندگی کوتاه بدتر می‌شود، صادق نیست.

  • Unfortunately this is not the case with many millions of people whose backache is worse after even a short drive.


example - مثال
  • to have backache/a backache


    کمردرد داشتن / کمردرد

  • to have a backache


    برای داشتن کمردرد

  • Gardening gives me such backache.


    باغبانی چنین کمردردی به من می دهد.

synonyms - مترادف
  • lumbago


    کمر

  • sciatica


    سیاتیک


  • کمر درد


  • مشکل کمر


  • پشت بد

  • slipped disk


    دیسک لغزنده

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

I

لغت پیشنهادی

oy

لغت پیشنهادی

russia