bailiwick

base info - اطلاعات اولیه

bailiwick - bailiwick

noun - اسم

/ˈbeɪliwɪk/

UK :

/ˈbeɪliwɪk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bailiwick] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • He never writes up our reports—that's my bailiwick.


    او هرگز گزارش‌های ما را نمی‌نویسد - این وظیفه من است.

  • He had been commenting on matters that were, strictly speaking, outside his bailiwick.


    او در مورد مسائلی اظهار نظر می کرد که به عبارت دقیق تر، خارج از وثیقه او بود.

synonyms - مترادف
  • domain


    دامنه


  • حوزه


  • رشته

  • sphere


    کره


  • کسب و کار


  • دایره


  • عنصر

  • realm


    قلمرو

  • arena


    عرصه

  • barony


    بارونی

  • demesne


    demesne


  • بخش


  • انضباط


  • خط


  • استان

  • specialityUK


    تخصص انگلستان

  • specialtyUS


    تخصص ایالات متحده

  • fief


    فیف

  • fiefdom


    شاه نشین

  • firmament


    فلک


  • جلو


  • بازی

  • jurisdiction


    صلاحیت قضایی

  • precinct


    زمین

  • terrain


    چمنزار

  • turfdom


    راه رفتن


  • ضرب و شتم


  • چمن


  • پادشاهی

  • turf


  • kingdom


antonyms - متضاد

  • سرگرمی

  • fun


    سرگرم کننده

  • irresponsibility


    بی مسئولیتی

  • pastime


    بیکاری

  • hobby


    تفریحی

  • unemployment


    دعوت

  • recreation


    عدم فعالیت

  • avocation


    بیکاری، تنبلی

  • amusement


    سخن، گفتار

  • inactivity


    تسلیم شدن

  • idleness


    لذت


  • ورزش

  • surrender


    لذت بردن


  • تسکین


  • اوقات فراغت

  • enjoyment


    سود


  • کل

  • leisure


    عقب نشینی



  • retreat


لغت پیشنهادی

skew

لغت پیشنهادی

respond

لغت پیشنهادی

collusion