barrenness
barrenness - عقیمی
noun - اسم
UK :
US :
حالت عدم توانایی در تولید گیاه یا میوه
شرط عدم توانایی بچه دار شدن یا بچه دار شدن حیوانات جوان
حقیقت خالی بودن یا بدون هیچ چیز جدید یا خلاقانه ای
بایر بودن سنگی زمین
هیبریدهای ذرت مقاوم به عقیمی
his wife's barrenness
عقیم بودن همسرش
عقیم بودن زندگی شهری
یک رانندگی کوتاه در حومه شهر، بخش های وسیعی از بایر بودن را نشان می دهد.
شهر جای خود را به دامداران پراکنده و سپس بی ثمری می دهد.
درمان ناباروری نوید غلبه بر ناباروری را می دهد.
او از زندگی بی حاصل و انزوا می ترسید.
تمام استعداد او نمی تواند بی ثمری فیلمنامه را پنهان کند.
starkness
تیرگی
bareness
برهنگی
desolation
ویرانی
loneliness
تنهایی
bleakness
مهجوریت
desolateness
ریاضت
austereness
پوچی
emptiness
در حال توسعه
underdevelopment
خلأ
vacuity
جای خالی
vacancy
خالی بودن
blankness
بیابانی
blank
خلاء
desertedness
بی ابتکاری
vacuum
شکاف
inanition
فقر
فرسودگی
destitution
خالی
exhaustion
توخالی
void
هدر
vacuousness
شکاف عظیم
depletedness
بی عقلی
hollowness
فضای خالی
هیچی
chasm
inanity
vacantness
nakedness
nothingness
voidness
fecundity
باروری
fertility
بهره وری
fruitfulness
پرباری
productiveness
مردانگی
productivity
prolificacy
fertileness
reproductiveness
virility