blending

base info - اطلاعات اولیه

blending - مخلوط کردن

N/A - N/A

blend

UK :

blend

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blending] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • In a separate bowl blend the egg and cream.


    در یک کاسه جداگانه، تخم مرغ و خامه را با هم مخلوط کنید.

  • Stir until the flour is blended into the butter.


    هم بزنید تا آرد با کره مخلوط شود.

  • Emulsifiers help the mixture to blend.


    امولسیفایرها به مخلوط شدن مخلوط کمک می کنند.

  • The carpet blends well with the colour of the walls.


    فرش به خوبی با رنگ دیوارها ترکیب می شود.

  • They seamlessly blend elements of jazz and classical music.


    آنها به طور یکپارچه عناصر موسیقی جاز و کلاسیک را با هم ترکیب می کنند.

  • When the vegetables are soft blend the soup until smooth.


    وقتی سبزیجات نرم شدند، سوپ را با هم مخلوط کنید تا یکدست شود.

  • Blend the peppers in a liquidizerblender.


    فلفل ها را در مخلوط کن مایع بریزید.

  • Put the nuts and herbs in a blender and blend coarsely.


    مغزها و سبزیجات را در مخلوط کن بریزید و درشت مخلوط کنید.

synonyms - مترادف
  • combining


    ترکیب کردن

  • mixing


    مخلوط کردن

  • fusing


    ذوب شدن

  • merging


    ادغام

  • amalgamating


    ادغام شدن

  • incorporating


    یکپارچه سازی

  • compounding


    اختلاط

  • integrating


    در هم آمیختن

  • intermingling


    آلیاژی

  • melding


    آمدن

  • intermixing


    همگن سازی انگلستان

  • coalescing


    همگن کردن ایالات متحده

  • commingling


    درهم ریختن

  • commixing


    ازدواج کردن

  • alloying


    هم زدن

  • comingling


    امولسیون کننده

  • homogenisingUK


    تداخلی

  • homogenizingUS


    کنار هم قرار دادن

  • jumbling


    سنتز انگلستان

  • marrying


    سنتز ایالات متحده

  • stirring


    متحد کننده

  • whisking


    متحد کردن

  • compositing


  • conflating


  • emulsifying


  • interfusing


  • putting together


  • synthesisingUK


  • synthesizingUS


  • unifying


  • uniting


antonyms - متضاد
  • separation


    جدایش، جدایی

  • disconnection


    قطع ارتباط


  • تقسیم

  • fission


    شکافت

  • parting


    فراق


  • شکاف

  • breakup


    جدایی

  • partition


    تقسیم بندی

  • disunion


    انحلال

  • dissolution


    تقسیم کردن

  • splitting


    اختلاف

  • discord


    شکستن

  • breaking


    کناره گیری

  • detachment


    طلاق


  • بریدگی

  • rift


    شقاق

  • schism


    اختلاف نظر

  • disagreement


    دوشاخه شدن

  • scission


    دیالیز

  • severance


    افتتاح

  • splitting up


    کسری کردن

  • bifurcation


  • dialysis



  • fractionalization


  • fractionation


لغت پیشنهادی

slew

لغت پیشنهادی

forget

لغت پیشنهادی

reap