bolthole

base info - اطلاعات اولیه

bolthole - سوراخ پیچ

noun - اسم

/ˈbəʊlthəʊl/

UK :

/ˈbəʊlthəʊl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bolthole] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • He felt he needed a bolthole where he could get away from the pressures of city life.


    او احساس می کرد که به چاله ای نیاز دارد که بتواند از فشارهای زندگی شهری دور شود.

  • The hotel is famous for being Winston Churchill's favourite bolthole.


    این هتل به دلیل این که چاله مورد علاقه وینستون چرچیل است مشهور است.

  • I remember longing for a bolthole, somewhere to escape to.


    یادم می آید که در حسرت یک چاله بودم، جایی برای فرار.

synonyms - مترادف
  • sanctuary


    جایگاه مقدس

  • hideaway


    مخفیگاه

  • den


    لانه

  • refuge


    پناه


  • محل ایمنی


  • فضای خصوصی

  • retreat


    عقب نشینی

  • haven


    پناهگاه


  • پناهندگی

  • asylum


    بندر آمریکا

  • hideout


    پوشش

  • sanctum


    بندر UK

  • harborUS


    پنهانی


  • سپر

  • harbourUK


    روباه

  • covert


    رفت و آمد مکرر

  • harborage


    ثبات

  • shield


    مصونیت

  • foxhole


    بندر


  • سوراخ

  • fastness


    کورنسیا

  • immunity


    zoar


  • سنگر


  • حفظ

  • querencia


    کشتی

  • zoar


    در رفتن

  • stronghold


    خانه


  • ark




antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

profiting

لغت پیشنهادی

proper

لغت پیشنهادی

rainbows