buffoon
buffoon - بوفون
noun - اسم
UK :
US :
کسی که کارهای مسخره احمقانه انجام می دهد
شخصی که کارهای احمقانه انجام می دهد، معمولاً برای خنداندن دیگران
شخصی که کارهای احمقانه ای انجام می دهد که گاهی عمدا باعث خنده دیگران می شود
آیندگان در ابتدا باسبول را به عنوان یک قلدر و لیس که موفق به نوشتن کتابی عالی شده است مورد تمسخر قرار دادند.
به عبارت دقیقتر، یک دمدمی مزاج با ایدهای عجیب و غریب و وقت آزاد زیاد.
چه بوفون، چه لب به لب، چه کاریکاتور.
But in summer the A87 is crammed with caravan-dragging buffoons who drive as though wearing strait-jackets.
اما در تابستان A87 مملو از بوفونهایی است که کاروانها را میکشند و طوری رانندگی میکنند که انگار کتهای تنگ به تن دارند.
You are only catering for the mindless buffoons who find Simon Fanshawe a greater stimulus than Shakespeare.
شما فقط برای افراد بی فکری که سایمون فنشاو را محرکی بزرگتر از شکسپیر می دانند غذا می دهید.
نیل پیروزمندانه در برابر صف طولانی پادشاهان بوفون در فیلم پرواز می کند.
برای بسیاری از مردم او فقط یک عاشق عاشقانه بود.
blockhead
بلوک
dolt
dolt
dunce
قلع و قمع کردن
fool
احمق
idiot
ادم سفیه و احمق
nincompoop
nincompoop
chump
برآمدگی
donkey
خر
dope
پیش بینی کردن
dullard
کسل کننده
dunderhead
سر غرق
ignoramus
نادان
jackass
جکاسی
moron
جمجمه بی حس
numbskull
ساده
simpleton
مغز پرنده
birdbrain
سر استخوان
bonehead
بوفون
buffo
لخته خون
clot
داگ
dag
غرق کردن
droll
چاق
fathead
نیمه هوش
halfwit
نینی
ninny
nitwit
nitwit
بی حس
numpty
twerp
twerp
توئیت
twit
تکان دادن
wag
دیوانه
zany
charmer
افسونگر
enthusiast
علاقهمند
exciter
تحریک کننده
جنتلمن
