compiles
compiles - کامپایل می کند
N/A - N/A
UK :
US :
برای جمع آوری اطلاعات از مکان های مختلف و مرتب کردن آن در یک کتاب، گزارش یا فهرست
برای تغییر یک برنامه کامپیوتری به زبان ماشین
برای جمع آوری اطلاعات و مرتب کردن آن در فهرست، گزارش، کتاب و غیره.
برای تغییر زبانی که یک برنامه کامپیوتری با آن نوشته می شود به دستورالعمل هایی که کامپیوتر می تواند استفاده کند
to change the language in which a computer program is written into instructions that a computer can use
ما در حال جمع آوری حقایق و ارقام برای یک مستند در این زمینه هستیم.
ما در حال گردآوری حقایق و ارقام برای مقاله ای در مورد اقتصاد روسیه هستیم.
Credit bureaus collect and compile information about consumer creditworthiness from banks, other creditors, and from public records.
دفاتر اعتباری اطلاعات مربوط به اعتبار مصرف کننده را از بانک ها، سایر طلبکاران و از سوابق عمومی جمع آوری و جمع آوری می کنند.
assembles
مونتاژ می کند
arranges
ترتیب می دهد
organisesUK
سازمان های انگلستان
organizesUS
سازمان می دهد
groups
گروه ها
collects
جمع آوری می کند
systematisesUK
سیستماتیک انگلستان
systematizesUS
ایالات متحده را سیستماتیک می کند
gathers
جمع می کند
systemizes
سیستم می کند
lists
لیست ها
marshalsUK
مارشال های انگلستان
amasses
انباشته می شود
congregates
کنسانتره
accumulates
آهنگسازی می کند
concentrates
گردآوری می کند
composes
متحد می کند
collates
گلچین می کند
unites
تثبیت می کند
anthologizes
حذف می کند
collocates
خلاصه ها
consolidates
همکاری می کند
musters
کلم می کند
culls
انبارها
garners
خلاصه می کند
abridges
سوابق
colligates
gleans
hoards
recapitulates
records
destroys
تخریب می کند
disarranges
به هم می ریزد
disassembles
جدا می کند
disorders
اختلالات
disorganizes
سازماندهی می کند
disperses
پراکنده می کند
distributes
توزیع می کند
divides
تقسیم می کند
scatters
گسترش می یابد
separates
spreads
