awkwardness
awkwardness - ناجوری
noun - اسم
UK :
US :
خجالت، یا موقعیتی که سخت است و آرام نیست
وضعیت دشواری برای استفاده، انجام یا مقابله با آن
کیفیت طبیعی، آرام یا جذاب نبودن
واقعیت بی فایده بودن عمدی
او خندید تا احساس ناخوشایندی خود را بپوشاند.
هیچ ناهنجاری بین آنها وجود نداشت.
the awkwardness of the sentence construction
ناهنجاری ساخت جمله
بی نظمی فیزیکی او
In spite of the divorce there was no awkwardness between them - in fact they seemed very much at ease.
با وجود طلاق، هیچ ناهنجاری بین آنها وجود نداشت - در واقع آنها بسیار راحت به نظر می رسیدند.
اینترنت ناهنجاری های تعامل رو در رو را از بین می برد.
نامناسب بودن شکل باعث می شود که میز به سختی بلند شود.
ناهنجاری ایجاد تمهیدات پیچیده به تناسب بسیاری از مردم
او از ناهنجاری های جسمانی خود بیشتر شد و به مردی پیشرو در نمایشنامه های مدرسه تبدیل شد.
دنیای مد بالا زشتی یا ناهنجاری را به عنوان نوع جدیدی از زیبایی پذیرفته است.
آیا او واقعاً نمی تواند کمک کند یا این فقط یک ناهنجاری است؟
shyness
خجالتی بودن
bashfulness
خجالت کشیدن
reserve
ذخیره
timidity
ترسو بودن
timorousness
ترسناکی
timidness
بازداری
inhibition
دلتنگی
coyness
خجالت
embarrassment
mousiness
mousiness
گوسفندی
sheepishness
عصبی بودن
nervousness
reservedness
reservedness
دودلی
hesitancy
فروتنی
demureness
ناراحتی
uneasiness
تندی
edginess
تنش
دلهره
apprehension
اختلاف نظر
diffidence
ترس
fearfulness
تردید
hesitation
درونگرایی
introversion
نرمی
meekness
سکوت
modesty
خودآگاهی
reticence
عدم اعتماد به نفس
unease
خجالت زدگی
self-consciousness
blushing
quietness
