cordial
cordial - صمیمی
adjective - صفت
UK :
US :
آب میوه شیرینی که قبل از نوشیدن آب به آن اضافه می کنید
یک نوشیدنی الکلی شیرین قوی
دوستانه اما کاملا مودب و رسمی
دوستانه، اما رسمی و مودب
(of a feeling especially dislike) strong
(از یک احساس، به خصوص دوست نداشتن) قوی
نوشیدنی شیرینی که از میوه تهیه می شود و معمولاً به آن آب اضافه می شود
→ liqueur
→ لیکور
دوستانه یا دلپذیر
We will see people farming unlikely crops, like elder whose flowers make an appetizing cordial, and whose berries make wine.
ما مردمی را خواهیم دید که محصولات غیرمحتملی را کشاورزی می کنند، مانند بزرگانی که گل هایشان یک دلبر اشتهاآور است و توت هایش شراب می سازند.
We were offered an after-dinner cordial.
بعد از شام به ما پیشنهاد شد.
دو تا لیوان دلمه سبز آوردند.
a cordial atmosphere/meeting/relationship
یک فضای صمیمانه/جلسه/رابطه
The government wisely maintained cordial relations with the Russians.
دولت عاقلانه روابط صمیمانه ای با روس ها داشت.
گفتگوها در فضایی صمیمانه انجام شد.
a cordial smile/greeting/welcome/reception
یک لبخند صمیمانه / سلام / خوش آمدگویی / پذیرایی
گفته می شود که روابط بین دو رهبر صمیمانه است.
شناخته شده است که این دو دولتمرد نسبت به یکدیگر بیزاری صمیمانه دارند.
lime cordial
آهک صمیمی
a cordial greeting/smile
یک سلام/لبخند صمیمانه
cordial relations
روابط صمیمانه
گرم
دوستانه
genial
دلپذیر
affable
دوست داشتنی
hearty
دلچسب
welcoming
استقبال کردن
affectionate
محبت آمیز
amiable
جدی
earnest
بخشنده
gracious
مخلص - بی ریا - صمیمانه
pleasant
از صمیم قلب
sincere
خوشایند
sociable
مهمان نواز
wholehearted
NeighbourlyUK
congenial
همسایه ایالات متحده
heartfelt
خونگرم
hospitable
قابل قبول
neighbourlyUK
با افتخار
neighborlyUS
بشاش
warmhearted
دانشگاهی
warm-hearted
همراه
agreeable
رفیقانه
amicable
دلنشین
bonhomous
ماتی
cheerful
chummy
collegial
companionable
comradely
convivial
matey
unfriendly
غیر دوستانه
antagonistic
آنتاگونیست
acrimonious
تندخو
antisocial
ضد اجتماعی
hostile
خصومت آمیز
impolite
بی ادب
uncordial
غیر صمیمانه
misanthropic
انسان دوست
obnoxious
ناراحت کننده - شدیدا ناخوشایند
rude
کینه توز
spiteful
سرد
تحقیر کننده
disdainful
مخرب
malicious
تهدید کننده
menacing
غمگین
ترش
sour
غیر مدنی
uncivil
نامناسب
uncongenial
نامتعارف
ungenial
حریف
adversary
خشونت آمیز
باشکوه
grouchy
مغرور
haughty
منفی
سطحی
supercilious
ترسناک
surly
غیر قابل دسترس
unapproachable
نامهربان
unkind
غیر اجتماعی
unsociable
برداشته شد
withdrawn