deployed
deployed - مستقر شده است
N/A - N/A
UK :
US :
ماضی ساده و ماضی از استقرار
استفاده از چیزی یا کسی، به ویژه به روشی مؤثر
برای انتقال سربازان یا تجهیزات به مکانی که در صورت نیاز بتوان از آنها استفاده کرد
این شرکت در حال بررسی روشی است که در آن منابع/کارکنان خود را مستقر می کند.
شغل من واقعاً به من اجازه نمی دهد تا مهارت ها/استعدادهایم را به طور کامل به کار ببرم.
تصمیم برای استقرار نیروهای اضافی/سلاح های قدرتمندتر گرفته شده است.
استفاده شده
employed
به کار گرفته شده
utilizedUS
UtilizedUS
wielded
اعمال کرد
worked
کار کرد
wrought
ساخته شده است
harnessed
مهار شده است
utilisedUK
UtilizedUK
adopted
به تصویب رسید
engaged
نامزد شده
fielded
میدان داده شد
manipulated
دستکاری شده است
operated
عمل کرد
plied
روکش کرد
ساخته شده با
استفاده شده است
maneuveredUS
ایالات متحده مانور داد
manoeuvredUK
مانور انگلستان
applied
کاربردی
appropriated
اختصاص داده شده است
availed oneself of
از خود استفاده کرد
called upon
فراخوانده شد
exploited
مورد بهره برداری قرار گرفت
resorted to
متوسل به
بهره برد
directed
جهت دار
کاربرد پیدا کرد
handled
رسیدگی می شود
در خدمت قرار داده شود
ran
دوید
guided
هدایت کرد
